شعری در مورد امام رضا(ع) از  فخریه صابر ماهانی

رو سوی تو نمودم چون زائری پیاده

من بی کسی غریبم از مردمان ساده

عمری چو بره آهو در اضطراب بودم

آقا تو ضامنم باش عالی وفوق العاده

از نام مادرت بود برکت به روزگارم

ما ریزه خوار عشقیم زین قوم وخانواده

راهی دراز باشد تا گنبد طلایت

صد یا رضا سرودم در بیقرار جاده

روزی دخیل بستم برآن ضریح امید

دل مانده پیشت انگار مجنون وبی اراده

شاید خلاصه ی من پیش ضریح جاماند

دل حاجت بزرگی پای ضریح نشانده

یک عکس گنبد تو قاب است روی دیوار

هر روز کودک من براو سلام داده

همسایه زائرت بود من هم عریضه دادم

آن نامه را نگاهت خوانده است یا نخوانده؟


فراخوان هفتمين جشنواره «آسمان هشتم» منتشر شد

مديرمسئول كانون فرهنگی ـ هنری امام المنتظر(عج) روستای كردر شهرستان ميناب از اعلام فراخوان هفتمين جشنواره فرهنگی، هنری و ورزشی آسمان هشتم در اين كانون خبر داد.

ابراهيم زاكری، مديرمسئول كانون فرهنگی ـ هنری امام‌المنتظر(عج) روستای كردر شهرستان ميناب در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه هرمزگان، گفت: به‌مناسبت ميلاد با بركت امام رضا(ع) و همزمان با دهه كرامت، هفتمين جشنواره فرهنگی، هنری و ورزشی آسمان هشتم از اول شهريور تا 26 شهريورماه سال جاری در روستای كردر برگزار می‌شود.

وی افزود: در اين جشنواره مسابقات فرهنگی ـ هنری در سه بخش استانی(حضوری)، استانی(غيرحضوری) و شهرستانی ويژه شهرستان ميناب و توابع و مسابقات ورزشی ويژه شهرستان ميناب و مسابقات ورزشی بومی محلی برگزار می‌شود.

زاكری ادامه داد: رشته‌های صوت و لحن قرآن و اذان در رده سنی زير 25 سال، شعر، در رده سنی 15 سال به بالا و چاووشی‌خوانی در دو رده سنی 15 سال به بالا و زير 15 سال از جمله رشته‌های ارائه شده در بخش مسابقات فرهنگی ـ هنری استانی(حضوری) است.

وی اضافه كرد: در بخش مسابقات فرهنگی هنری استانی(غير حضوری)، سفرنامه‌نويسی رضوی، خطاطی رضوی، نقاشی رضوی، پيام كوتاه ادبی رضوی و صنايع دستی رضوی(كشوری) در نظر گرفته شده است.

زاكری طراحی رضوی، كتابخوانی رضوی، متن ادبی رضوی، احاديث رضوی(كشوری)، سرود رضوی، تواشيح و همخوانی رضوی، عكاسی رضوی و نهج البلاغه را از جمله رشته‌‎های گنجانده شده در بخش فرهنگی هنری ويژه شهرستان ميناب و توابع ذكر كرد.

به گفته وی در بخش مسابقات ورزشی ويژه شهرستان ميناب نيز رشته‌های تنيس روی ميز، دوچرخه سواری، دوميدانی، تيراندازی با تفنگ بادی، طناب‌كشی، كاراته، فوتسال و واليبال لحاظ شده است.

مدير كانون فرهنگی هنری امام‌المنتظر(عج)، آخرين مهلت ثبت نام در اين جشنواره و ارسال آثار را 30 مردادماه سال 92 اعلام كرد و افزود: علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به كانون‌های فرهنگی ـ هنری مساجد و پايگاه‌های مقاومت بسيج جهت شركت در اين جشنواره نام‌نويسی كنند.

وی گفت: هفتمين جشنواره فرهنگی، هنری و ورزشی آسمان هشتم به‌همت كانون فرهنگی ـ هنری امام‌المنتظر(عج) و با همكاری دبيرخانه كانون‌های مساجد استان هرمزگان، دبيرخانه دائمی جشنواره فرهنگی ـ هنری امام رضا(ع) و هيئت مذهبی امام رضا(ع) روستای كردر برگزار می‌شود.

زاكری در پايان گفت: تحكيم مبانی اسلامی و مقابله با نقشه‌های شوم دشمنان، نشر و ترويج شعائر دينی و پاسداری از ارزش‌ها را از اهداف جشنواره آسمان هشتم است.

قديم ترين شعر فارسي در مدح حضرت رضا


امام رضا تی ویبسياري از گويندگان قديم ايران شيعه بوده اند و آنها هم كه بعضي از محققان در شيعه بودنشان ترديد كرده اند غالبا به خاندان عصمت ارادت مي ورزيده اند



بسياري از گويندگان قديم ايران شيعه بوده اند و آنها هم كه بعضي از محققان در شيعه بودنشان ترديد كرده اند غالبا به خاندان عصمت ارادت مي ورزيده اند به همين جهت در شعر قديم فارسي نمونه هاي جالب توجهي از نعت رسول اكرم (ص) و مدايح و مراثي ائمه ي اطهار صلوات عليهم اجمعين ديده مي شود كه از لحاظ تاريخ و زبان فارسي و اصول عقايد ارزش بسيار دارد. سنايي غزنوي - ابوالمجد مجدود بن آدم - كه به قولي در 535 ه.ق درگذشته است قصيده اي در مدح حضرت رضا (ع) دارد كه ظاهرا قديم ترين شعر فارسي و يا به عبارت صحيح تر قديم ترين شعر فارسي موجود در مدح حضرت ثامن الائمه است. اين قصيده را سنايي بايد در سفري كه به خراسان و نيشابور كرده سروده باشد زيرا در مكاتيب او نامه اي است به حكيم عمر خيام نيشابوري كه براي آزادي غلامش - كه او را به تهمت دزدي گرفته بوده اند تقاضاي كمك كرده است. سنايي در قصيده ديگري به مطلع:

جهان پر درد مي بينيم دوا كو
نكو رويان عالم را وفا كو

به امام هشتم (ع) اظهار ارادت كرده است ولي آن شعر به قدر اين قصيده بلند نيست و احساس و مطلب ندارد. مديحه ي امام كه از ديوان سنايي مصحح استاد مدرس رضوي استنساخ شده به خط خوش در آغاز اين شماره آمده است و به دوستداران وعلاقه مندان دربار ولايت مدار حضرت رضا (ع) تقديم مي شود.

مجموعه اشعار «هشتاد و هشت شعر رضوی» منتشر می‌شود

  هم‌زمان با ايام دهه كرامت رضوی، مجموعه اشعار «هشتاد و هشت شعر رضوی» متعلق به شعرای برجسته معاصر به چاپ می‌رسد.

  هم‌زمان با ايام دهه كرامت رضوی، مجموعه اشعار «هشتاد و هشت شعر رضوی» متعلق به شعرای برجسته معاصر به چاپ می‌رسد.

اين مجموعه كه به سفارش موسسه آفرينش‌های هنری آستان قدس رضوی و با همكاری سعيد بيابانكی گردآوری شده، شامل برجسته‌ترين اشعار رضوی شعرای معاصر است كه در 120 صفحه منتشر خواهد شد.

در اين مجموعه كه شامل 88 شعر برگزيده رضوی مي‌شود، اشعار شاعرانی هم‌چون سيدعلی موسوی گرمارودی، عبدالجبار كاكايی، محمدعلی بهمنی، مرحوم قيصر امين‌پور، محمدعلی مجاهدی، محمدجواد محبت، عليرضا قزوه، حميدرضا برقعی، محمدجواد غفورزاده در آن به چشم مي‌خورد.

اين مجموعه كامل‌ترين مجموعه شعر رضوی از آثار شعرای معاصر به شمار می‌آيد كه با مقدمه‌ای از استاد خسرو احتشام و ويرايش محمدكاظم كاظمی تهيه شده است.

مؤسسه‌ آفرينش‌های هنری آستان قدس رضوی، ‌در طول بيش از دو دهه فعاليت خود در عرصه‌ هنر و فرهنگ ناب اسلامی و ايرانی كوشيده است تا علاوه بر حفظ،‌ توسعه و ترويج هنر اسلامی به ويژه هنرهای به كار رفته در حرم مطهر حضرت رضا(ع)، با پردازش و توليد هنرهای اسلامی ـ ايرانی در همه رشته‌ها و شاخه‌های مرتبط همت گمارد.

اين موسسه در كنار توليد آثار هنری فاخر و ايجاد خلاقيت، ‌نوانديشی و نوآوری در هنر اسلامی و ايرانی، ارائه تابلوهای هنری نفيس در حوزه هنرهای تجسمی به قلم و دست هنرمندان برگزيده كشور و توليد محصولات هنری و فرهنگی از نمونه آثار و تصاوير و نمادهای حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) را در دستور كار خود دارد.

چهل حدیث از امام رضا(ع) به همراه شعر

قال الرضا علیه السلام:

مَنْ کَانَ مِنَّا وَ لَمْ یُطِعِ اللهَ فَلَیْسَ مِنَّا
هر کس خودش را با ما بداند و خدا را اطاعت نکند از ما نیست.
سفینة البحار 2/ ص 98

هر چند زبان الکنم گویا نیست
در طاقت این قطره ی دل دریا نیست
سلطان سریر ارتضا فرمودند :
هر کس که مطیع حق نشد از ما نیست


قال الرضا علیه السلام:

مَنْ فَعَلَ مَا لَزِمَهُ مِنْ اَمْرِ الْمُؤْمِنِینَ بَاهَی اللهُ تَعَالَی بِهِ وَ مَلائِکَتُهُ
هر کس وظایف خود را نسبت به مؤمنان انجام دهد خداوند و فرشتگان به او مباهات می کنند.
مستدرک الوسائل/ ج 2/ ص 413

در حق برادران مراعات خوش است
شب با غزل و اشک و مناجات خوش است
از سوی ملایک و خداوند کریم
بر بنده ی اینچنین، مباهات خوش است


3ـ  قال الرضا علیه السلام:

اِعْلَمْ اَنَّهُ لاوَرَعَ اَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحَارِمِ اللهِ وَ الْکَفِّ عَنْ اَذَی الْمُؤْمِنِ
هیچ خویشتنداریی سودمندتر از دوری  از حرام و پرهیز از آزار مؤمنان نیست.
فقه الرضا علیه السلام / ص 356

از کار حرام نفس را باز بدار
بال و پر روح را به پرواز بدار
از ذهن بشوی مؤمن آزاری را
در جامعه خویش را سرافراز بدار


قال الرضا علیه السلام:

فَقَالَ هُوَ(الْقُرْآنَ) حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَى
قرآن ریسمان محکم الهی ورشته استوار و مطمئن او در میان بندگان است.
بحارالأنوار/ج 17/ص210

برخیز و غرور نفس، بر سنگ بزن
بر آیینه ی دل، آب بی رنگ بزن
خواهی که زتیرگی به خورشید رسی
بر رشته ی محکم خدا، چنگ بزن


5ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلْقُرْآنُ کَلامُ اللهِ لاتَتَجَاوَزُوهُ وَ لاتَطْلُبُوا الْهُدَی فِی غَیْرِهِ فَتَضِلُّوا
قرآن، سخن خدا است از مرز آن مگذرید و هدایت و سعادت را در غیر آن نجویید که گمراه خواهید شد.
 بحارالأنوار/ج2/ص30   

هرگز زگناه خود سعادت مطلب
از ابر سترون، اشک رحمت مطلب
خواهی که به باغ رستگاری برسی
از غیر کتاب حق، هدایت مطلب


6ـ  قال الرضا علیه السلام:

مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَاِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً
هر کس نمی تواند کفاره ی گناهانش را بپردازد، بر محمد و آل محمد بسیار صلوات فرستد زیرا صلوات گناهانش را کاملا از بین می برد.
عیون اخبارالرضا علیه السلام / ج1/ص294   

گر معصیتی نموده، کردی گنهی
گر نیست تو را مال که کفاره دهی
بسیار درود بر محمد بفرست
تا عاقبت از عقوبت بد برهی


7ـ   قال الرضا علیه السلام:

اَلْاِمَامُ اَلْاَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْاَخُ الشَّقِیقُ
امام مونسی دلسوز، پدری مهربان و برادری همدل است.
مسند الامام الرضا علیه السلام / ج 1/ ص 69

آقا ! پدرم ! برادرم ! مولایم !
 هر روز به شوق دیدنت می آییم
امروز تو را حلقه به گوشم که شود
لبریز صدای روشنت فردایم


8 ـ  قال الرضا علیه السلام:

اِذَا نَزَلَتْ بِکُمْ شَدِیدَةٌ فَاسْتَعِینُوا بِنَا
هر گاه برای شما پیش آمد سختی روی داد از ما کمک و یاری بجوئید.
مستدرک‏الوسائل/ج5/ص229  

آنگه که زمانه ناموافق گردد
سیمای فلک، آینه ی دق گردد
یاری ز امام مهربان می طلبد
آن کس که در این مقام لایق گردد


9ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلْإِمَامُ اَلدَّلِیلُ فِی الْمَهَالِکِ، مَنْ فَارَقَهُ فَهَالِکٌ.
امام راهنمای در مهلکه هاست و هر آنکه از او جدا شود هلاک گردد.
الکافی/ج1/ص198   

خورشید هدایت و حیات است امام
سرچشمه ی فیض و برکات است امام
نابود شود هر که از او دور افتد
در مهلکه ها دست نجات است امام


10ـ  قال الرضا علیه السلام:

مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ
هر که از نفس خویش حساب کشد سود می برد و هر که غفلت ورزد زیان می بیند.
بحار الانوار/  ج 75، ص 352

دل بسته به سود این مشاغل نشوید
پابند به این خرده مسایل نشوید
از حاصل نفس خود حسابی بکشید
از سود و زیان خویش غافل نشوید 


11ـ  قال الرضا علیه السلام:

عَجِبْتُ لِمَنِ اخْتَبَرَ الدُّنْیَا وَ تَقَلُّبَهَا کَیْفَ یَطْمَئِنُّ اِلَیْهَا
در شگفتم که چگونه کسی که دنیا را آزموده و تغییرات آن را به چشم خود دیده باز دل به دنیا می بندد.
بحار الانوار/ج 75/ص450

وه! دیده چقدر مرگ ماهی ها را
این جزر و مد و تلاطم دریا را
دل بسته دوباره هم بر این موجاموج
انگار که بسته دیده ی بینا را  


12ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلصَّغَائِرُ مَنَ الذُّنُوبِ طُرُقٌ اِلَی الْکَبَائِرِ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللهَ فی الْقَلِیلِ لَمْ یَخَفْهُ فِی الْکَثِیرِ
گناهان کوچک،زمینه ی گناهان بزرگ است. هر که در گناه کوچک از خدا نترسد در گناه بزرگ هم از خدا نخواهد ترسید.                 
عیون اخبار الرضا علیه السلام /ج 2/ ص 180

هرگز عمل شوم، مبارک مشمار
یک جو گنه خویشتن اندک مشمار
سوی گنه کبیره ات تا نکشد
این معصیت صغیره، کوچک مشمار


13ـ  قال الرضا علیه السلام:

لَیْسَ لِبَخِیلٍ رَاحَةٌ وَ لا لِحَسُودٍ لَذَّةٌ
خسیس را آسایشی و حسود را لذتی نیست.
تحف العقول/ ص450

بر مال کسان دوختن چشم بد است
رزق من و تو دست خدای احد است
از زندگی آسایش و لذت نبرد
هر کس به دلش شعله ی بخل و حسد است


14ـ  قال الرضا علیه السلام:

اِیَّاکُمْ وَ الْحِرْصَ وَ الْحَسَدَ فَاِنَّهُما اَهْلَکَا الْاُمَمَ السَّالِفَةَ
از حرص و حسد بپرهیزید زیرا این دو  امتهای گذشته را نابود کرده است.
بحار الانوار/ 75/ 346

از یاد مبر زمزمه های دین را
مفهوم بلند قصه ای دیرین را
حرص و حسد، این دو اژدها سوزانده
امت های گذشته و پیشین را


15ـ  قال الرضا علیه السلام:

سُرْعَةُ الْمَشْیِ تَذْهَبُ بِبَهَاءِ الْمُؤْمِنِ
 تند روی شکوه مؤمن را از بین می برد.
خصال صدوق/ ص 9

از سیلی باد نقش شن می شکند
هر جا که گلی ست مطمئن می شکند
ای دوست شکوه و هیبتت بی تردید
از شیوه ی رفتنی خشن می شکند


16ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلْاَدَبُ کُلْفَةٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الْاَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ
 ادب نتیجه تحمل سختی است، هر که سختی  را تحمل کند به ادب دست یابد.
اصول کافی 1/ ص 24

راهیست که سنگلاخ و رهزن دارد
 افتادن و ماندن و شکستن دارد
سرمنزل این راه مقام ادب است
زین روست که ارزش رسیدن دارد


17ـ  قال الرضا علیه السلام:

السَّفِلَةُ مَنْ کَانَ لَهُ شَیْ‏ءٌ یُلْهِیهِ عَنِ اللَّهِ تَعَالَى
فرومایه کسی است که  چیزهایی دارد که باعث غفلت او از یاد خدا می شود.
مستدرک‏الوسائل/ج 13/ص 269 

در جامعه پست و خوار و منفور افتد
هر کس به تعلقات منفور افتد
سرگرم شود به آنچه دارد شب و روز
از یاد خدای مهربان دور افتد


18ـ  قال الرضا علیه السلام:

یَا اَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللهَ فِی نِعَمِ اللهِ عَلَیْکُمْ فَلاتُنْفِرُوهَا عَنْکُمْ بِمَعَاصِیهِ
ای مردم تقوا را درباره ی نعمت های الهی را رعایت کنید و نعمت ها را به گناه و معصیت از خود مرانید.
عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج2/ ص 169

ای آنکه به لب نشانده لبخندی را
بشنو ز امام مهربان پندی را
با معصیت و جرم و نمک نشناسی
از خویش مران لطف خداوندی را


19ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلْمُؤْمِنُ اِذَا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ
مؤمن هر گاه خشمگین شود، خشمش او را از مسیر حق منحرف نمی سازد.
بحار الانوار/ج75/ص352

سنگینی رنج، ناصبورش نکند
خاموش، غم زمانه نورش نکند
خشم و غضب و خروش هم ، مومن را
هرگز زمسیر راست، دورش نکند


20ـ  قال الرضا علیه السلام:

 اصْحَبِ السُّلْطَانَ بِالْحَذَرِ وَ الصَّدِیقَ بِالتَّوَاضُعِ وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعَامَّةَ بِالْبِشْرِ
در برابر قدرتمندان محتاط، در برابر دوستان فروتن، در برابر دشمنان مراقب و در برابر مردمان گشاده رو باش.
بحارالأنوار/ج71/ ص167 

در صحبت سلطان قدر، اهل حذر باش
با دوست صمیمانه تر از دیده ی تر باش
با دشمن خود ، تیز نشین ، فکر ضرر باش
با عامه بشکفته چو گل های سحر باش


21ـ  قال الرضا علیه السلام:

الْقَنَاعَةُ تَجْتَمِعُ إِلَى صِیَانَةِ النَّفْسِ وَ عِزِّ الْقَدْرِ 
 قناعت همنشین کرامت و سربلندی است
بحارالأنوار/ج 75 /ص 349  

از سایه ی هر کفر و گناهی بگریز
از معرض آتش تباهی بگریز
می خواهی اگر عزیز و ایمن باشی
از وسوسه ی زیاده خواهی بگریز


22ـ  قال الرضا علیه السلام:

اِحْفَظْ لِسَانَکَ تَعِزُّ
زبان خود را نگهدار عزیز می شوی.
اصول کافی/ ج 2/ ص 113

می خواهی اگر بلند گردد نامت
آیینه ی عزت بشود فرجامت
 جز صحبت حق که روز و شب باید گقت
ای دوست نگهدار زبان در کامت


23ـ  قال الرضا علیه السلام:

خَاطَرَ بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَغْنَی بِرَأْیِهِ
آنکه خودرأی باشد خود را به هلاکت افکنده است.
عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج 2، ص 54

هر کس که به رای خویش مغرور شود
از ساحل امن و عافیت دور شود
کوه است اگر ریگ روان می گردد
پیل است اگر بشکند و مور شود


24ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلْمَسْألَةُ مِفْتَاحُ الْبُؤْسِ
دست نیاز به سوی دیگران بردن کلید فقر و تنگدستی است.
بحار الانوار/  ج 93، ص 157

بر سفره ی این و آن سخن ساز مکن
جز درگه حق نیازت ابراز مکن
کار تو اگر بسته بماند بهتر
دروازه ی فقر را به خود باز مکن


25ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ
هر که کار زشت دیگران را بر ملا کند خوار می گردد و هر که آنرا بپوشاند خدایش می آمرزد.
میزان الحکمة، ج 2، ص 988

هر کس پی عیب دیگران ما افتد
خود نیز ز چشم مردمان می افتد
بر دفتر پرده پوش هم پرده ی لطف
از سوی خدای مهربان می افتد


26ـ  قال الرضا علیه السلام:

لاتَسْتَقِلُّوا قَلِیلَ الرِّزْقِ فَتُحْرَمُوا کَثِیرَهُ
روزی کم را اندک نشمارید که از روزی فراوان محروم می شوید.
بحار الانوار/ 75/ 347

چون می رسد این فیض دمادم خوبست
باران چه به رگبار چه نم نم خوبست
 هر روز به طرز دیگری می آید
روزی چه اگر زیاد اگر کم خوبست 


27ـ  قال الرضا علیه السلام:

لَیْسَ لِلنَّاسِ بُدٌّ مِنْ طَلَبِ مَعاشِهِمْ فَلاتَدَعِ الطَّلَبَ
انسان برای معیشت چاره ای جز تلاش ندارد، پس سعی و تلاش را رها مکن.
وسائل الشیعة، ج 12، ص 18

تا مهر و مه اند گرم گردیدن خویش
انسان ببرد نتیجه از چیدن خویش
بر خیز و غبار کاهلی را بتکان
تا گل ببری به خرمن از دامن خویش


28ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلْمُؤْمِنُ اَلَّذِی إِذَا اَحْسَنَ اِسْتَبْشَرَ وَ إِذَا اَسَاءَ اِسْتَغْفَرَ
 مؤمن کسی است که چون نیکی کند شاد گردد و چون بدی کند استغفار نماید.
عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 2/ ص 4

آنکس که مطیع حضرت دادار است
خوشنود به کار نیک و نیکوکار است
چون مرتکب خطا شود می بینی
در حالت توبه است و استغفار است


29ـ  قال الرضا علیه السلام:

مَا هَلَکَ امْرُؤٌ عَرَفَ قَدْرَهُ
هر که قدر خویش بشناسد نابود نخواهد شد.
بحارالأنوار/ ج72/ص66   

جهل است شب و نگاه عالِم، روز است
یک پرتو علم، آسمان افروز است
بی معرفت نفس، به مقصد نرسی
آنکس که شناخت قدر خود، پیروز است


30ـ  قال الرضا علیه السلام:

اَلتَّدْبِیرُ قَبْلَ الْعَمَلِ یُؤْمِنُکَ مِنَ النَّدَمِ
تدبیر قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می دارد.
عیون اخبارالرضا علیه السلام /ج2/ ص 54
کافی/ج2/ ص113

تدبیر پس از نتیجه بی تاثیر است
چون شیر که بسته در غل و زنجیر است
از دغدغه ی ندامت آزاد شود
پیش از عمل آنکه صاحب تدبیر است


31ـ  قال الرضا علیه السلام:

أَنَّ ذِکْرَ الْمَوْتِ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ
همانا یاد مرگ برترین عبادت است.
بحارالأنوار/ج 75 /ص 347

تا قسمت ماست برگ برگ افتادن
چون غنچه ز بارش تگرگ افتادن
در زمره ی بهترین عبادات بود
با هر نفسی به یاد مرگ افتادن


32ـ  قال الرضا علیه السلام:

اِیَّاکُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سَیِّئَ الْخُلْقِ فِی النَّارِ لامَحَالَةَ
از بد اخلاقی بپرهیزید زیرا بد اخلاق بدون تردید در آتش است.
عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ 34

با جان و دل این اشاره را قاب بگیر
در اهل جهان شیوه ی مهتاب بگیر
اخلاق بدت تو را به آتش نگشد
با پیر و جوان طریقت آب بگیر


33ـ  قال الرضا علیه السلام:

اِیَّاکُمْ وَ مُشَاجَرَةَ النَّاسِ فَاِنَّهَا تُظْهِرُ الْغِرَّةَ وَ تُدْفِنُ الْعِزَّةَ
از مشاجره با مردم بپرهیزید زیرا مشاجره عیوب نهفته را آشکار می سازد و عزت را از بین می برد.
مسند الامام الرضا علیه السلام / ج 1/ 274

هر کس که گلاویز رفیقان گردد
بازار گرانقدری اش ارزان گردد
جنگ و جدل افتادن سنگی است به حوض
هر چه گل و لای آن نمایان گردد


34ـ  قال الرضا علیه السلام:

مَنْ رَضِیَ شَیْئاً کَانَ کَمَنْ أَتَاهُ
هر که از کاری راضی باشد مثل کسی است که آنرا انجام داده است.
عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ ص 273

فرمود رضا- بلند بادا نامش-
- نفرین زده باد دشمن ناکامش-
چون راضی و خشنود زکاری گردی
انگار که داده ای خودت انجامش


35-  قال الرضا علیه السلام:

اَلْعِلْمُ خَزَائِنُ وَ مَفَاتِیحُهُ السُّؤَالُ
دانش  گنجینه ای دربسته و کلید آن سؤال است..
عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 2/ ص 28

گر رنگ طلب به حس و حالت بدهند
گنجینه ای از علم و کمالت بدهند
بر گنج فرو بسته ی دانش ای دوست
باید که کلیدی از سوالت بدهند


36ـ  قال الرضا علیه السلام:

مَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللهَ عَزَّوَجَلَّ
هر که صله رحم نکند تقوای الهی را رعایت نکرده است.
عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج2/ ص 234

دلتنگی پر شکستگان را دریاب
با سایه ی لطف، خستگان را دریاب
می خواهی اگر خدا تو را گیرد دست
از بهر خدای، بستگان را دریاب

 

37- قال الرضا علیه السلام:

مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ وَ الصَّمْتُ
همانا از نشانه های دین شناسی ،بردباری و دانش و سکوت است . 
الکافی/ج2/ ص 113

ای آنکه لباس علم را می پوشی
در جاده ی فقه و راه دین می کوشی
شرط است که با تلاش همراه کنی
گنجینه ی حلم و دانش و خاموشی 


38ـ  قال الرضا علیه السلام:

لایَخَافَ عَبْدٌ اِلّا ذَنْبَهُ وَ لایَرْجُوَ اِلَّا رَبَّهُ
بنده باید جز از گناهانش نترسد و جز به خدا امید نبندد.
عیون اخبار الرضا علیه السلام /ج 2/ ص 44

دل بر دو سه دم گرمی بازار مبند
امید به هیچ کس بجز یار مبند
از غیر گناه خود ز چیزی نهراس
دل جز به خدای حی دادار مبند


39ـ  قال الرضا علیه السلام:

لَیْسَتِ الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ الصِّیَامِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فِی أَمْرِ اللهِ
عبادت، بسیاری روزه و نماز نیست و همانا عبادت، اندیشه زیاد نمودن در امر خداست.
تحف العقول/ص442

تا شمع نسوخت، شعله و نور نشد
بی سختی و رنج، گنج میسور نشد
فرمود : عبادت خداوند ودود
هرگز به نماز و روزه محصور نشد


40ـ  قال الرضا علیه السلام:

 اِنَّ الصَّمتَ بابٌ مِن اَبوابِ الحِکمَة
 سکوت دری از درهای حکمت است.
الکافی / ج 2/ ص 113

با خلق خداوند دو رویی بس کن
سنگ افکنی راه نکویی بس کن
فرمود: سکوت باب حکمت باشد
بسیار مگو زیاده گویی بس کن

ترجمه و تدوین : اداره امور فرهنگی معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شاعر: دکتر حسین ابراهیمی – علی اصغر دلیلی صالح
منبع:پایگاه جامع اطلاع رسانی امام رضا (ع)

تو آشناترینی و غربت نصیب توست!

دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست
چشمش پی اجابت امن یجیب توست

لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست
تو آشناترینی و غربت نصیب توست!

ای مهربان دلی که ضریح تو را شناخت
حتی میان شهر خودش هم غریب توست

حتی میان شهر خودم تب که می کنم
دست شفا شفاعت مُهر طبیب توست

می خواهم از تو بشنوم از آن حضور سبز
از آخرین بهار که بی شک حبیب توست

از آشناترین غم موزون که سالهاست
ما بی شکیب او شده او بی شکیب توست

از سامرا به طوس سفر می کند غریب
مردی که از سلاله پاک و نجیب توست

وقتی کبوتران حرم چرخ می زنند
وقت جواب روشن امن یجیب توست

شعر وداع‏ با امام رضا (ع)

من آمدم و قبر تو بوسيدم و رفتم‏
از روي ادب خاک تو بوئيدم و رفتم‏

تا در دم مرگم تو به ديدار من آئي‏
من آمدم و قبر تو را ديدم و رفتم‏

اي عقده گشا تا ز دلم عقده گشائي‏
من حلقه به دربار تو کوبيدم و رفتم‏

من غرق گناه آمده بودم به حضورت‏
مشمول عطاياي تو گرديدم و رفتم‏

تا روز جزا در صف زوار تو باشم‏
رخسار به درگاه تو سائيدم و رفتم‏

با ياد طواف حرم اي قبله‏ي هفتم‏
گرد حرم قدس تو گرديدم و رفتم‏

چون دست به دامان وصال تو فکندم‏
دامن دگر از غير تو برچيدم و رفتم‏

ديدم که غريبي ز وطن اي شه مسموم‏
بر غربت تو اشک فشانيدم و رفتم‏

شرح غم جانسوز تو از هر که شنيدم‏
غم خوردم و گرييدم و ناليدم و رفتم‏

در سلک گدايان درت مانده مؤيد
من خاک تو بوسيدم و بوئيدم و رفتم‏


منبع: كتاب قره المهج في زيارت ثامن الحجج

برگزاری جشنواره شعر شمیم مشهد الرضا (ع)

اداره کل روابط عمومی و بین الملل شهرداری تهران به مناسبت میلاد هشتمین خورشید آسمان امامت و ولایت حضرت امام رضا(ع) و همزمان با دهه کرامت و میلاد حضرت احمدبن موسی شاهچراغ و حضرت معصومه (س) جشنواره شعر شمیم مشهد الرضا(ع) را با همت انجمن ادبی شهرداری تهران در بخش های آیینی ، مذهبی ، اجتماعی ، فرهنگی و طنز برگزار می کند .

لازم به ذکر است علاقمندان می توانند با ارسال آثار خود به دبیرخانه جشنواره مستقر در اداره کل روابط عمومی و بین الملل شهرداری تهران در این جشنواره شرکت کنند .

 از هدف های برگزاری جشنواره می توان به ترویج آموزه های فرهنگ رضوی و اندیشه های معنوی و همچنین تجلیل و قدردانی از شاعران و سخن شناسان و پدید آورندگان این آثار و تولید و تکثیر آثار ادبی اشاره کرد .

شرایط شرکت در این جشنواره ؛

1-این جشنواره محدودیت سنی ندارد

2- ارایه آثار تا اول مهرماه ( حداقل دو اثر ) می باشد.

3-آثار ارسالی حتی المقدور می بایست مربوط به سال 1390 باشد و در جشنواره ای برگزیده نشده باشد .

4-برگزاری جشنواره در ایام دهه کرامت سال 1390 می باشد و به آثار برگزیده جوایز نفیس اختصاص می یابد .

 نحوه ارسال آثار از طریق آدرس shahreadab@gmail.com  و یا شماره فکس 55634911 می باشد .

علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 55166973 تماس حاصل فرمایند .

شعر زيبای اخوان ثالث در وصف امام رضا(ع)

اى على موسى الرضا! اي پاکمرد يثربى، در توس خوابيده! من تو را بيدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشيد عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم
گر چه پندارند: ديرى هست، همچون قطره ها در خاک
رفته اى در ژرفناى خواب
ليکن اى پاکيزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!
من تو را بيدار ابرى پاک و رحمت بار مى دانم
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در کنار دون تبهکارى که شير پير پاک آيين، پدرت
آن روح رحمان را به زندان کشت) ـ
من تو را بيدارتر از روح و راح صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم
من تو را بى هيچ ترديدى (که دلها را کند تاريک)
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشيد است، در هر کهکشانى، دور يا نزديک،
خواه پيدا، خواه پوشيده
در نهان تر پرده اسرار مى دانم
با هزارى و دوصد، بل بيشتر، عمرت،
اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاينده!
مهربان خورشيد تابنده!
اين غمين همشهرى پيرت،
اين غريبِ مُلکِ رى، دور از تو دلگيرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى که بى شک از تو پنهان نيست،
وز تو جويد (در نهانى) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشيد عالم تاب!
اين غمين همشهرى پير غريبت را، دلش تاريک تر از خاک،
يا على موسى الرضا! درياب.
چون پدرت، اين خسته دل زندانىِ دَردى روان کُش را،
يا على موسى الرضا! درياب، درمان بخش.
يا على موسى الرضا! درياب.

مهدي اخوان ثالث

يادمان دعبل خزاعی در دومين جشنواره شعر رضوی به زبان عربی

دومين جشنواره شعر رضوی به زبان عربی، يادمان دعبل خزاعی، از مجموعه برنامه‌های نهمين جشنواره بين‌المللی فرهنگی - هنری امام رضا (ع)، 12 و 13 مهر در اهواز برگزار می‌شود.

  اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، با همكاری دبيرخانه دائمی جشنواره بين‌المللی فرهنگی ـ هنری امام رضا (ع) به مناسبت ميلاد باسعادت امام رضا (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) و به شكرانه ورود شكوه‌مند آن امام همام به ايران، به برگزاری دومين جشنواره شعر رضوی به زبان عربی اقدام كرده است. اين برنامه در راستای برنامه‌های نهمين جشنواره فرهنگی - هنری امام رضا (ع) برگزار می‌شود.

محورهای موضوعی دومين جشنواره شعر رضوی به زبان عربی در بخش اصلی شامل سيره و زندگی حضرت امام رضا (ع)، مناقب و صفات حضرت امام رضا (ع)، كرامات و فضيلت‌ها و جلوه‌های فرهنگ رضوی مانند علم، شفاعت، حلم، شفا، مهربانی و... است و در بخش ويژه شامل برگزاری جلسات مشاعره به زبان عربی، برگزاری نشست‌های علمی - پژوهشی و ارائه مقالات درباره معرفی شاعرانی مانند دعبل خزاعی، ابن سكيت، ابونواس اهوازی و... است كه به مدح، ثنا و مناقت امام رضا (ع) پرداخته‌اند.

گفتنی است جشنواره شعر رضوی به زبان عربی با اهداف اشاعه و ترويج فرهنگ رضوی، گسترش فعاليت‌های فرهنگی، هنری و مذهبی مرتبط با سيره ائمه معصومين (ع)، به‌ويژه امام رضا (ع)، گراميداشت پديدآورندگان آثار برتر فرهنگی ـ هنری در زمينه سيره، شخصيت و معارف امام رضا (ع) و كمك به انتشار اين آثار و گسترش آفرينش‌های فرهنگی و دينی در زمينه شعر رضوی به زبان عربی برپا می‌شود.

محدوديت سنی برای ارائه‌دهندگان آثار وجود ندارد و ارسال آثار در كليه سبك‌ها و قالب‌های شعر عربی آزاد است. سروده‌های ارسالی بايد از محتوايی مناسب درباره مدح، ثنا و مناقب امام هشتم (ع) برخوردار باشند و قبلاً در كنگره و يا جشنواره شعری شركت نكرده باشند.

شعرها بايد در كاغذ A4 و در نرم‌افزار WORD 2003 با فونت 14 به همراه سی‌دی به دبيرخانه جشنواره ارسال شوند و حضور صاحب اثر در صورت برگزار شدن در جشنواره الزامی است.

هيأت داوران جشنواره شعر رضوی از اعضای هيأت علمی دانشگاه‌ها و حوزه علميه هستند.

كليه برگزيدگان به عنوان ميهمان جشنواره شعر رضوی به زبان عربی پذيرش می‌شوند و نشست‌های تخصصی و كارگاه‌های آموزشی به عنوان برنامه‌های جنبی با حضور ميهمانان و استادان صاحب‌نظر برگزار می‌شوند.

شاعران مقيم خارج از كشور می‌توانند آثار خود را به همراه تقاضای شركت در حشنواره به دفاتر رايزنی‌های فرهنگی و يا سفارت جمهوری اسلامی در آن كشور تحويل دهند و يا از طريق آدرس ايميل info@ershadkhz.ir ارسال كنند.

دبيرخانه جشنواره با توجه به نوع و حجم آثار رسيده از طريق هيأت داوران، تعدادی از آثار را انتخاب و از صاحبان آثار برگزيده برای حضور در جشنواره دعوت می‌كند كه هزينه رفت و برگشت شاعران با وسيله عمومی اتوبوس، قطار به منظور حضور در جشنواره به عهده دبيرخانه است.

شركت‌كنندگان می‌بايست سه اثر خود را به دبيرخانه به آدرس اهواز، امانيه، خيابان فلسطين، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، صندوق پستی 438 ارسال كنند و آثار برگزيده در قالب كتاب چاپ و برای شركت‌كنندگان ارسال می‌شوند.

مهلت ارسال آثار به جشنواره شعر رضوی اول شهريور 90 و زمان انتخاب آثار و ابلاغ به پذيرفته‌شدگان 25 شهريور 90 است.

اين جشنواره 12 و 13 مهر 90 در اهواز، پارك دولت، كتابخانه مركزی، تالار مهتاب برپا می‌شود و مراسم اختتاميه آن ساعت 18 روز 13 مهرماه در تالار مهتاب است.

گفتنی است نهمين دوره جشنواره شعر رضوی معيارهای انتخاب خود را در توليد كتاب با موضوع فرهنگ رضوی، برپايی افتتاحيه و اختتاميه فاخر، حضور شخصيت های ملی در برنامه و رضايت مندی شركت‌كنندگان را از جمله شاخص‌های ارزيابی اين دوره از جشنواره قرار داده است.

گزیده اشعار در مدح امام رضا (ع)

حكيم صفاي اصفهاني
من دست زنم دراين فراپستي بردامن شاه عالم بالا
از بحرنخست گوهر هشتم دريدي چهار لؤلؤ لالا
گردون چهار اختر خاتم كاين چارچوگوهرندواودريا
داراي نُه آسمان تودرتو دارندة هفت ارض تابرتا
سلطان سماء روح و ارض تن قيوم چهار ام و هفت آبا
او جان و جميع ماسوي پيكر او كل و جميع كائنات اجزا
بگذشته ازآن كه علم الانسان مالايعلم ستايمش زان سا
سلطان كه ولايت مطلق كاوهست مدير كن فكان تنها
مير ملكوتيان روشن دل پير جبروتيان جان پروا
او شخص وجود و هيكل موجود عرش و فلك و ملك همة اعضا
از نقطة خاك مركز هستي پيدا شد و شد چو نقطة پابرجا
نّه دايرة سپهر از او دائم گردند به گرد مركز غبرا
آن نقطه رضاست كز سركلكش بر لوح قضا قدر كند انشا

 

ادامه نوشته

نگاهی به قدیمی‌ترین قصیده در مدح حضرت رضا علیه‌السلام

کهن‌ترین منظومه در ستایش حضرت امام رضا علیه‌السلام، قصیده‌ی سنایی شاعر قرن ششم است که با این بیت آغاز می‌شود:

دین را حرمی است در خراسان

دشوار تو را به محشر آسان

استاد احمدی بیرجندی معتقد است سنایی این قصیده را با الهام از قصیده ی معروف محمد بن حبیب ضبی متوفای سال 400 هجری قمری، مداح اهل بیت رسالت صلی‌الله‌علیه‌و‌آله که در وصف و نعت حضرت رضا علیه‌السلام می‌باشد، سروده است. قصیده این گونه شروع می‌شود:

قبر بطوس به اقام امام

حتم الیه زیاره و لمام1

سنایی در بیت نخست اشاره دارد که در خراسان برای دین، حرم و بارگاهی وجود دارد که اگر توجه کنی آن چه که در روز قیامت برای همه‌ی مردم مشکل است، برای تو ساده می‌شود. هدف شاعر عنایت حضرت رضا علیه‌السلام به مؤمنان و شفاعت آن بزرگوار است و یا هدایت انسان‌ها که در دنیا سعادتمند می‌شوند و چون گناهی انجام نمی‌دهند، در روز قیامت مشکلی ندارند.

در بیت سوم و چهارم، شاعر به حرم و بارگاه امام رضا علیه‌السلام اشاره می‌کند که محل رفت و آمد مردم است، مردمی که برای توسل جستن و کمک گرفتن به بارگاه حضرت رضا علیه‌السلام روی خواهند آورد و حرم امام علیه‌السلام مانند کعبه است که محل رفت و آمد فرشتگان است. شاعر در واقع تلمیح دارد به حدیثی که شیخ طوسی در باب زیادات تهذیب الاحکام آورده است. حضرت رضا علیه‌السلام فرمودند: در زمین خراسان بقعه‌ای به وجود می‌اید که آن بقعه یک زمان محل رفت و آمد ملائکه می‌شود و همیشه اوقات یک فوج بر آن بقعه نازل می‌شوند و یک فوج بالا می‌روند.2

همواره رهش مسیر حاجت

پیوسته رهش مشیر غفران

چون کعبه پر آدمی ز هر جای

چون عرش پر از فرشته هزمان (مخفف هر زمان)

شاعر در بیت سیزدهم قصیده به حدیث سلسله الذهب اشاره می‌کند:

از جمله شرط‌های توحید

از حاصل اصل‌های ایمان

زین معنی زاد در مدینه

این دعوی کرده در خراسان

در بیت بیست و نهم هم شاعر یکی از معجزه‌های امام رضا علیه‌السلام را یاد می‌کند. در ابیات 30 و 31 چنین توضیح می‌دهد:

از بهر تو شکل شیر گشتند

درنده شده به چنگ و دندان

آن را که ز پیش تخت مأمون

برهان تو خوانده بود بهتان

با درد جحود منکرش را

اقرار دو شیر ساخت درمان

جریان از این قرار بود. حمید بن مهران به امام علیه‌السلام توهین و جسارت کرد و گفت از تو حکایت‌ها نقل می‌کنند. . . مثلاً می‌گویند به دعای تو باران آمده. . . و اگر راست می‌گویی و معجزه می‌کنی، دو عکس شیر را که در پشتی خلیفه دیده می‌شوند، به صورت شیر واقعی درآور تا من را تکه تکه کرده و بخورند.

حضرت به امر خداوند این کار را کرد و شیران حمید را خوردند.
یادداشت:

1. مدایح رضوی در شعر فارسی، احمد احمدی بیرجندی و نقوی‌زاده، ص 259.

2. فردوس التواریخ، فاضل بسطامی، ص 16.

3. صد داستان از خورشید شرق، عباس بهروزیان، ص 173.

4. همان جا، ص 157.

خیمه :: مهر و آبان 1385، شماره 25 و  26پدیدآورنده: * سید‌هادی میرآقایی

چشم‌های هزار ساله آهویی /ضامن آهو و تجلی آن در شعر فارسی

توده مردم و محققان با توجه به عقاید و مستندات خود امام رضا (ع) را ضامن آهو می‌نامند. در این زمینه داستان‌های گوناگونی در کتب تاریخی نقل شده است که عبارتند از:
داستان پناهنده شدن یک ماده آهو از دست صیاد به حضرت رضا (ع) که از امام خواهش کرد ضامن او شود تا برود و بچه‌ی خود را شیر دهد و برگردد و آن حضرت، ضامن شد. این داستان در موضوع هجرت امام از مدینه به مرو پیش آمده که حضرت رضا (ع) برای رسیدن به خراسان از دشتی نزدیکی سمنان گذشته و داستان مذکور در همین دشت اتفاق افتاده و از آن پس این دشت به نام دشت آهوان معروف شده است. سعید نفیسی در این باره نوشته است: آهوان، نام منزلگاه و آبادی‌ای است در میان سمنان و دامغان در هفت فرسنگی مشرق سمنان، همان جایی است که امام هشتم (ع) ضامن شد و بدان جهت آنجا را آهوان نامیده‌اند.
عبدالرفیع حقیقت نیز در تاریخ سمنان نوشته است؛ مردم سمنان، داستان ضامن آهو را مربوط به این منطقه می‌دانند.
این داستان را شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا به این صورت نقل می‌کند. محمد بن احمد ابوالفضل نیشابوری رضی الله عنه گوید از حاکم راز ی دوست ابی جعفر عتبی شنیدم که گفت از ابومنصور بن عبدالرزاق شنیدم که گفت در روزگار جوانی نادان بودم؛ نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، متعرض زائران می شدم. روزی به شکار آهو، یوزی را به دنبال آهو روانه کردم؛ آهو هم فرار نکرد و به سوراخ لانه مانندی در دیوار آن مزار داخل شد؛ من از ابی نصر مقری، قاری راتب قبر مطهر پرسیدم آهویی که وارد شد را ندیدی؟ او گفت ندیدم از آن پس با خدا عهد بستم که زایران این قبر را نیازارم.
داستانی که نویسنده‌ی فردوس التواریخ از کتاب وسیله الرضوان نقل کرده: پسری بود که ناخوشی دق داشت و اطبای آن عصر، چاره‌ی آن ناخوشی را به تفرج و صید نمودن دیده بودند. روزی آن پسر که سلطان زاده بود به عقب آهویی است راند و آهو به طرف بقعه‌ی مطهر رفت. اسب‌های ایشان جرأت دخول در آن مکان شریف انداخت و دوای درد خود را خواست؛ وی شفا یافت. او عریضه به والد خودش نوشت و سلطان سنجر بعد از وصول نامه دستور داد آن بنا را تعمیر کنند.
داستانی که ابن شهر آشوب ذکر کرده که در آن چشمه در نیشابور که حضرت رضا (ع) غسل کرد و نماز خواند، آهویی به حضرت پناهنده شد و ابن حماد در قصیده‌ی خود به آن اشاره کرد که مطلع آن این است:
الذی لاذبه الضبیه و القوم جلوس
من ابیه المرتضی زکوا و یعلوا و ویروس
او کسی است که آهو به او پناه آورد و مردم همنشین او بودند. او مانند پدرش علی بن ابی‌ طالب به مردم پناه می‌دهد؛ او بزرگ و سرور است.
داستان ضامن آهو بودن امام رضا (ع) در شعر فارسی جلوه‌ی خاصی پیدا کرده است. میرزا داوود اصفهانی که در صال 1065 قمری در اصفهان به دنیا آمده و در سال 1109 قمری به تولیت آستان قدس رضوی منصوب گردید است. در کتاب «مسافرت نامه» منظوم خود که به شرح سفر شهرهای ایران است، وقتی به دشت سمنان رسیده است، این ابیات را سرود.
رسیدم چو به آن ارضی گزیده
مصفا چشمه‌ای آمده به دیده...
چنین فرموده پیر خوش روایت
که از پیشینیان است این حکایت
مکرر بود راوی والد من
زآبا و ز اجدادش معنعن...
به این منزل چو وارد گشت حضرت
شد از فیض قدوم با طراوت
که صیاد آهویی را صید کرده
اسیرش ساخته، در قید کرده
ز دور آهو چو آن معصوم را دید
ز جور و محنت صیاد نالید
نمود اظهار عجز و ناتوانی
به حضرت با زبان بی‌زبانی...
بفرما امر ای کان مروت
دهد یک ساعتم صیاد رخصت...
شاعر در ادامه سروده است که صیاد از امام رضا (ع) دلیل و ضامنی می‌خواهد که آهو را آزاد کند و امام رضا (ع) عصای خود را به زمین می‌زند و چشمه‌ای پیدا می‌شود و صیاد که کافر بود، مسلمان می‌شود و علت نامگذاری این دشت را در دو بیت پایانی بیان می‌کند.
چو شد معجز نما مولای ثامن
ملقب کشت آن حضرت به ضامن
از آن پهن دشت غیر معمور
به ارض آهوان گردید مشهور

پدیدآورنده: سید هادی میرآقایی
 

جشنواره استانی شعر رضوی با عنوان «دو بيت عرض ارادت» برگزار می‌شود

هشتمين جشنواره استانی شعر رضوی خراسان رضوی، با عنوان «دو بيت عرض ارادت» 22 و 23 مهرماه جاری در قوچان برگزار می‌شود.

 به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبير هشتمين جشنواره استانی شعر رضوی ضمن اشاره به داشتن نگاه متفاوت در حوزه مضامين، اجرا، داوری و.... عنوان كرد: احساس من اين است كه جشنواره شعر رضوی بعد از دوره‌های سوم و چهارم، دچار ايستايی شده است و شاهد هيچ حركت مثبت و رو به رشدی در اين حوزه نبوده‌ايم، با اين رويكرد ما سعی كرده‌ايم در جهت پرشورتر برگزار شدن جشنواره تلاش كنيم تا شاعران به كشف فضاهای جديدتر نائل شوند.

«جواد گنجعلی» دبير هشتمين جشنواره استانی شعر رضوی ضمن اشاره به هرچه پربارتر برگزار شدن جشنواره امسال اضافه كرد: با توجه به اينكه بزرگترين اتفاق شعری استان خراسان در شرف وقوع است از مسئولان انتظار داريم با نگاه ويژه، مسائل، مشكلات و كمبودهای مربوط به بحث بودجه را حل كنند و شعر خراسان را مورد توجه جدی خود قرار دهند.

وی درباره داوری‌ها تصريح كرد: در بحث داوری سعی شده است تمركززدايی اتفاق بيفتد و همه داورها از مركز استان نباشد. ما 3 داور شهرستانی و 2 داور از مشهد داريم كه اميدواريم اين موضوع در سال‌های بعد هم تداوم داشته باشد.

دبير جشنواره «دو بيت عرض ارادت» افزود: در اين جشنواره تنها يك بخش و آن هم با موضوع رضوی خواهيم داشت و از شعری كه متفاوت‌ترين نگاه را به موضوع امام رضا(ع) داشته باشد تجليل ويژه انجام خواهد شد و در حاشيه جشنواره بخشی با عنوان «رباعيات غير منتظره» از سروده‌های شاعران در حين برگزاری جشنواره شامل انتقادات، اتفاقات، حس و حال و يا دل سروده‌هايی خطاب به حضرت معصومه (س) پيش‌بينی شده است.

ميهمانان ويژه اين جشنواره محمد علی بهمنی و عباس چشامی خواهند بود. همچنين آثار برگزيده شاعران خراسانی در كتابی با عنوان «منظومه خورشيدی» به چاپ خواهد رسيد.

شعري زیبا ازمریم سقلاطونی در رابطه باشمس توس (ع)

HTML clipboard

 

چنان گنجشک می‌سایم سرم را روی ایوانت
که تا یک لحظه دستم حس کند گرمای دستانت


دلم می خواست خشتی باشم از طاق بر و بامت
دلم می خواست بگذارم سرم را روی دامانت

هوا بارانی و سرد است، جایی می دهی آقا؟
مرا در کنجی از آیینه‌بندان شبستانت

چه بوی سیب سرخی می وزد پشت مشبک‌ها
چه عطرى، مثل عطر زعفران‌های خراسانت


نقاب از چهره زیبای خود بگشا، نگاهی کن
به این کوچک‌ترین گنجشک، در ملک سلیمانت


هوا گرم است، نور مستقیمت می زند هر سو
و گرداگرد تو پروانه‌های سبز، حیرانت

شعري زیبا از قیصر امین پور در رابطه باشمس توس (ع)

شعري زیبا از قیصر امین پور در رابطه با امام رضا (ع)


چشمه های خروشان ترا می شناسند

موجهای پریشان ترا می شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی جوابی
ریگ های بیابان ترا می شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا می شناسند

هم تو گلهای این باغ را می شناسی
هم تمام شهیدان ترا می شناسند

از نشابور با موجی از لا گذشتی
ای که امواج طوفان ترا می شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن ترا می شناسند

گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان ترا می شناسند

اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا می شناسند

کاش من هم عبور ترا دیده بودم
کوچه های خراسان ترا می شناسند

اشعاری سروده ی آقای رضا جعفری در مدح حضرت رضا علیه السلام

اشعار ذیل سروده های آقای رضا جعفری در مدح حضرت رضا علیه السلام است که خدمت شما خوانندگان محترم تقدیم می کنیم:

 

از الستی که دم ایجاد است

دل من زائر مادرزاد است

 

از قدمگاه تو معلومم شد

این زمین ارض رضا آباد است

 

آهن از فیض تو گوش شنواست

شاهدم پنجره فولاد است

 

درد ناگفته به گوش تو رسد

لهجه بی ادبان فریاد است

 

بس که راه حرمت شیرین است

تیشه از ذوق شما فرهاد است

 

......................................................................................

 

پلکی به هم زد آدم و ناگاه دید هست

وقتی که در حیاط حرم می وزید هست

 

بعدا یقین به نور شما کرد دید نیست

با شک نگاه کرد خودش را و دید هست

 

پس بی خیال زردی پائیز شد و گفت :

تا انبساط سبز شما هست عید هست

 

هر لحظه کهنه می رود و تازه می رسد

اینجا چقدر آمد و رفت جدید هست

 

از سینه چاکهای شما کم نمیشود

در دشت لاله خیز همیشه شهید هست

 

با سنگهای فرش حرم حرف می زنم

اینجا چقدر سنگ صبور سفید هست !

 

دل را به دست پنجره فولاد میدهم

اینجا برای هر دل بسته کلید هست

 

من از کبوتران حرم هم شنیده ام

فرصت برای بال اگر می پرید هست

 

......................................................................................

 

یکروز صبح
یکروز ، صبح زود ، ازل بود یا ابد
فرقی نمی کند ، سر این راه نا بلد
پا کردم عقل را و بسی راه ، دور شد
نزدیک بود گم کندم کفش بی خرد
یکروز ، صبح زود رسیدم که : اَالسلام
یکروز ، صبح ، جای صنم گفتم : الصمد
عیسی که نیستی پدر تو امام بود
این بار چندم است که گهواره حرف زد؟
ای آب نونهال که یک قطره ی شما
کافیست در شکستن اندام پیر سد
تو آن ستاره ای که تمام منجمان
حتی نکرده اند شبی هم تو را رصد
نام تو چیست؟ کودک موسی؟ نه؟ گــُل ؟ نه ؟ سیب؟
جایت کجاست؟ باغچه ؟ گهواره ؟ یا سبد؟
دریا کنار مرقد تو موج میزند
ماهی و پادشاهی تو حکم جزر و مـَدّ
از یک شروع می شوی و هفت مرتبه
در جلوه می روی بشوی هشتمین عدد
هر کس که میدهد به تو از دور یک سلام
وقت جواب ، مضربی از هشت می شود
اینجا فقط توئی و توئی این "توئی " چه خوب!
آنجا منم ، منم ، منم و این "منم " چه بد!
من قصد کرده ام بروم مشهد الرضا
من قصد کرده ام بروم یا علی مدد

عاشقان را کو پناهی غیر توس؟    شعر


ای دل! من آتشین آهی بر آر

تا بسوزی دامن ایـن روزگار

روزگـار مـردمی‌ها سوخته

چهره‌ی نامــردمی افروخـته

کینه‌ها در سینه‌ها انباشته

پرچــــم رنگ و ریـا افراشته

دشت سبز اما ز خار و کاکتوس

وز تبر شد هیمـه عود و آبنوس

آب دریا تن به موج کف سپرد

مـوج دریا اوج را از یــاد بـرد

جان‌به‌لب شد از ریاکاری شرف

خوب بودن مرد و بودن شد هدف

آب هم آییــنه را گم کرده اسـت

سنگ در دل‌ها تراکم کرده است

تیرگی انبوه شـد پشت سحـر

صبح در آفاق شب شد دربه‌در

نغمه‌های عشق هم خاموش شد

این قلندر بـاز شولاپوش شد

ارغوان روی او کم‌رنگ شد

پرنیانش هم‌نشین سنـگ شـد

خاک را از خار و خس انباشتند

یاس را در کرت شبدر کاشتنـد

نامرادی را دوا در کـار نیست

مـهر دارو در دل بازار نیـست

گـر دلی مجروح گردد از جفا

نیست گلخندی که تا یابد شفـا

نسخه‌ای نو در فـریب آورده‌اند

بوسه، دارویی که پنهان کرده‌اند

در دل این روزگار پرفـسوس

عاشقان را کو پناهی غیر توس

ای شفابخش دل بـیمار ما!

چاره‌ای کن از نگه در کار ما

خیل صیادان که در هر پشته‌اند

آهوان دشـت‌ها را کـشته‌اند

تا نـهد دل در رهت پا در رکـاب

اشک پیش افتاد و دل را زد به آب

سیدعلی موسوی گرمارودی

تصنیف قطعه ای از بهشت

آمدم ای شاه ، پناهم  بده
خط امانی ز گناهم بده
ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان
دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق
قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو  که  من  نیستم
اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده
ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست
شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است
بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من
با  نظری ، یار و سپاهم  بده
در  شب  اول که  به  قبرم  نهند
نور  بدان شام  سیاهم  بده
ای که عطا بخش همه عالمی
جمله ی حاجات مرا هم بده

شعري زیبا از محمّد رضا آغاسی در رابطه باشمس توس (ع)

می دونی می خوام کجا برم
می دونی می خوام چیکار کنم

می خوام برای کفترا
یه خورده گندم ببرم
اونجا که گنبدش طلاست
با کفتراش پر بزنم
دوسش دارم اماممه
در خونشو در بزنم
بعضی شبا تو خونمون
بابام به مادرم می گه
می خوام برم امام رضا
به خدا دلم تنگ دیگه
بابام می گه امام رضا
مریضا رو شفا می ده
دوای درد مردمو
از طرف خدا می ده
می خوام برم به مشهد و
یه هفته اونجا بمونم
تو حرم امام رضا
نماز حاجت بخونم
بهش بگم امام رضا
مریضا رو شفا بده
دوای درد مردمو
از طرف خدا بده
آقاجون
می خوام بیام به مشهدت
به طواف کفترای گنبدت
براشون یه کیسه گندم بیارم
خبر از دردای مردم بیارم
بهشون بگم برام دعا کنن
اونقدر
تا که تورو رضا کنن

أادخُلُ  یا خورشید ؟                                   شمس توس

HTML clipboardپشتم به آسمان شما گرم است
 
 در ازدحام شوم هیاهوها
 
 دل می زنم هراس اسارت را
 
 ای ضامن غریبی آهوها
 
 ایوان طلا ! گرفته دلم رخصت
 
 من ابری ام ( أادخُلُ ) یا خورشید ؟
 
 ...حالا نشسته ای چه کبوتر !
 
 بر گنبدش ، تو خسته زسوسوها
 
 گم می کند زلالی این کاشی
 
 اسلیمی سکوت نگاهم را
 
 در لابهلای آن همه بی تابی
 
 پای ضریح ... محضر شب بوها
 
 با پلک های خیس به امیدی
 
 نذر تو می کنند فقط ، دریا
 
 خلخال های نقره و مروارید
 
 زنهای دل شکسته جاشوها
 
 اسپند؟ عود؟ عطر گلاب این نیست !
 
 احساس می کنم ، نه! یقین دارم
 
 خوشبوترین نسیم خراسانی
 
 یک لحظه رد شدید از این سوها
 
 افتاده اند از نفس آری تو
 
 تنها تو قادری که ببخشایی
 
 امشب کنار پنجره فولاد
 
 نایی به نا توانی زانوها
 
 آورده است با خودش از ده
 
 آه ... چادر نماز گل گلی اش را باد
 
 مادر بزرگ رفت و حرم را نه !
 
 هرگز ندید فصل پرستوها
 
 
 
 عاطفه رنگ آمیز طوسی

در بيان منقبت حضرت امام رضا عليه السلام   شمس توس

HTML clipboard

در بيان منقبت حضرت امام رضا عليه السلام

آستان رضا

عزيزا خدايت اگر داد تمكين
برو طوس پابوس شاه سلاطين

بگو با تضرّع به آهنگ شيرين:
سلام على آل طه و ياسين

سلام على آل خير النبيّين
جبين نِه بر آن آستان معلاّ

خدا را نما سجده با صد تمنّا
سپس عرضه بنماى با چشم غبرا

سلام على روضة حلّ فيها
امام يُباهى به الملك و الدين

شه طوس مولاى بر حق كه آمد
وصىّ نبىّ حجّت حق كه آمد

ز هر مشفق و دوست اشفق كه آمد
امام بحق شاه مطلق كه آمد

حريم درَش قبله گاه سلاطين
شهى كو بوَد حجّت حىّ سبحان

شهى كو بوَد آيت ذات رحمان
شهى كو بوَد ملجأ اهل ايمان

شه كاخ عرفان گل شاخ احسان
دُر دُرج امكان مَه برج تمكين

خديو خراسان كه جانها فدايش

خدا كرده خلق دو عالم برايش

خلايق همه ريزه خوار عطايش
علىّ بن موسى الرضا كز خدايش

رضا شد لقب چون رضا بودش آيين
سلاطينِ با مجد و با فرّ و عزّت

خواتينِ با قدر و با عزّ و عفّت
بسايند بر درگهش روى ذلّت

پى عطر روبند حوران جنّت
غبار درش را به گيسوى مشكين

رسد فيض آن شه به عالى و دانى
برو نزد قبر شريفش زمانى

نگه كن در آنجاست گنج نهانى
ز فضل و شرف يابى او را جهانى

اگر نبودت تيره چشم جهان بين
مروّج! رضاى رضا را تو مىجو

بجز درگهش جاى ديگر مكن رو
چه خوش گفت جامى مر اين شعر نيكو:

اگر خواهى آرى به كف دامن او
برو دامن از هر چه جز اوست برچين


شيخ على اكبر مروّج خراسانى

هواي خراسان   شمس توس

HTML clipboard

هواي خراسان

از بركت دعاي تو باران گرفته است
يك شهر مرده با نفست جان گرفته است

بوي بهشت گمشده در توس مي وزد
يا نه! هواي توست كه جريان گرفته است

يا ثامن الائمه براي ابد، جهان
در زير سايه ات سر و سامان گرفته است

از آن زمان كه توس تو را در بغل گرفت
عالم به دل هواي خراسان گرفته است

در من طلوع كرده اي، اي آفتاب شرق
اين قصه هم به نام تو پايان گرفته است

خديجه پنجي

 

شبى در حرم قدس

استان رضا


HTML clipboardديـده فرو بسته ام از خاكيان تا نـگرم جلـوه افـلاكيـان
 شايد از ايـن پرده ندايى دهند يـك نفَسـم راه به جايى دهند
 اى كه بر اين پرده خاطرفريب دوخته اى ديده حسرت نصيب
 آب بزن چشـم هوسنـاك را بـا نظـر پاك ببين پـاك را
 آن كه دراين پرده گذريافته است چون سَحر ازفيض نظريافته است
 خوى سحر گير و نظرپاك باش رازگـشاينـده افـلاك بـاش
 
 
 
 * * *
 
 
 خـانه تـن جـايگه زيست نيست در خور جانِ فلكى نيست، نيست
 آن كه تـو دارى سرِ سوداى او برتر از اين پـايه بـوَد جاى او
 چشمه مسكين نه گهرپرور است گوهر ناياب به دريـا دَر است
 ما كه بـدان دريـا پيوسته ايم چشم ز هر چشمه فرو بسته ايم
 پهنه دريا چو نظرگـاه ماست چشمه ناچيز نه دلخـواه ماست
 
 
 
 * * *
 
 
 پرتو اين كـوكب رخـشان نگر كوكبه شـاه خراسـان نـگـر
 آينه غـيـب نـمـا را ببـيـن ترك خودى گوى و خدا را ببين
 هركه بر او نور رضا تافته است دردل خود گنج رضا يافته است
 سايه شه مايه خرسـندى است مُلك رضا مُلك رضامندى است
 كعبه كجا؟ طَوف حَريمش كجا؟ نافه كجا؟ بـوى نسيمش كجا؟
 خاك ز فـيض قدَمش زر شده وز نـفسش نافه معطّر شـده
 مـن كيم؟ از خيلِ غلامان او دستِ طلب سوده به دامان او
 ذرّه سرگشته خورشيدِ عشق مرده، ولى زنده جاويدِ عشق
 شـاه خراسان را دربان منَم خـاك درِ شاه خراسان منَم
 
 
 
 * * *
 
 
 چـون فلك آيين كهـن ساز كرد شيـوه نـامردمى آغـاز كـرد
 چاره گر، از چاره گرى بازماند طـايـر انديشه ز پـرواز ماند
 با تن رنجـور و دل نـاصبور چاره از او خواستم از راه دور
 نـيمشب، از طالع خنـدانِ من صبـح برآمد ز گريبـان مـن
 رحمت شه درد مرا چاره كرد زنده ام از لطف دگربـاره كرد
 بـاده باقـى بـه سبـو يـافتم و ايـن همه از دولت او يافتم
 
 
 محمدحسن رهى معيّرى

مدح شاه خراسان -شمس توس

HTML clipboard

مدح شاه خراسان

خوش، آنکه دل به یاد تو رشک چمن شود

زلفت سمن، بهار خطت یاسمن شود

 

ریزم ز بس به یاد عقیق لبت سرشک

دامن ز کاوش مژه، کان ِیمن شود

 

جز پرده های دیده یعقوب، باب(1) نیست

پیراهنی که محرم آن گلبدن شود

 

جز چشم آشنا نتواند سفید شد

در کشوری که یوسف ما را وطن شود

 

باشد همان به رهگذرت ای نسیم مصر

چشمم اگر سفیدتر از پیرهن شود

 

خیزد چو گرد شور قیامت ز رهگذر

روزی که ترک غمزه او راهزن شود

 

در دل نهفته عشق بتان را گذاشتیم

این باده ریختیم به خم تا کهن شود

 

 

هر دل که زخمی صف مژگان یار شد

چون شانه محرم سر زلف سخن شود

 

ساقی به جرعه ریز می پَرتکال(2) ر

تا این سفال کهنه بهار ختن(3) شود

 

 

نگذاشت دست حادثه در باغ روزگار

شاخی که آشیانه مرغ چمن شود

 

خواهم تن شکسته سپارم به ارض طوس

گردد چو خاک، خاک ِ در بوالحسن شود

 

جان جهان، امام امم، معدن کرم

کز فیض خلق او همه عالم ختن شود

 

شاها توئی که خسرو خاور غلام تست

نبود روا که تیره مرا انجمن شود

 

مگذار بیش ازین ز سپهر ستم مدار

جان حزین خسته اسیر محن شود

 

گردد اگر مدیح نگار تو خامه ام

هر نقطه ای به صفحه غزال ختن شود

 

 

آن را که شوق کعبه کویت زجا برد

هر قطره ای در آبله، درّعدن شود

 

فردا دهم به طره(4) حورانش ارمغان

گردی اگر ز کوی تو عطر کفن شود

 

نو کرده ام به نام تو دیوان عشق ر

تا حشر نام من نتواند کهن شود


حزین لاهیجی

پرواز كبوتر دل

پرواز كبوتر دل


 


 

عارف اگر زشعشعه هو تو را شناخت

سالک زقدر و منزلت" او" تو را شناخت

بیدل به خلق و خوی خداجو تو را شناخت

من بنده کسی که چو آهو تو را شناخت

پیچید چو نی نوای تو در بند بندمان

یا ثامن الائمه رها کن زبندمان

خورشید با جمال جمیلت جمیل نیست

بر درگه جلال تو گردون جلیل نیست

جایی که همرکاب تو غیر از " خلیل" نیست

دیگر مجال پر زدن جبرئیل نیست

وقتی به محضر تو شرفیاب می شوم

از شرم شعله می کشم و آب می شوم

کوثر پیاله زشراب طهور توست

طور شهود پرتو فاش ظهور توست

سینای جلوه شاهد نور حضور توست

خورشید هم از آینه داران نور توست

چشمم که محو حسن ملیح تو می شود

اشکم دخیل بند ضریح تو می شود

خواهی بخوان به پیشم و خواهی جواب کن

یا لطف کن به حال دلم یا عتاب کن

یا بیش از این خراب غمت را خراب کن

اما مرا ز زمره یاران حساب کن

مپسند بار خواهش ما را به ذمه ات

سوگند می دهم به جواد الائمه ات

آن زایرم که آمده با دست خالی ام

رحمی به دل شکستگی و خسته حالی ام

بال و پری ببخش به بی دست و بالی ام

کز شاعران حضرت مولی الموالی ام

پرواز را زخاطر خود بریده ایم ما

هر چند زنده ایم ولی مرده ایم ما

هر جا که می رویم خیال تو می کنیم

در باغ گل خیال مجال تو می کنیم

صدها غزل نثار غزال تو می کنیم

با این بهانه یاد وصال تو می کنیم

تا لطف خویش بیشتر از پیش کرده ای

ما را کبوتر حرم خویش کرده ای

محمد علی مجاهدی

دخیل بند ضریحت-شمس توس

HTML clipboard

دخیل بند ضریحت

بنـــد دخیـــل بســته‌ام تــا جـای پـای تـو

زرد و غریـب مانـده‌ام، دور از هوای تو


رفتــــم درون یـــك شـــب پاییـــزی بلنـــد

زنــده نــمی‌شــود تنـم جـز بـا دعای تو


هـــر شـــب كبوتـــر دلـــم پــرواز می‌كنـد

تــا انتهــای غربــت و ســقف طلا ی تـو


بــا ایـن هـمه غریبی و غربت چه ساده شد

ورد قشــــنگ آشــــنایی مبتلای تـــو


بـی‌شـك تمام لحظه ها، سبزند و با شكوه

وقتــی كه ذهـن می‌رسـد تا انتهای تو


هـر شـب تمام واژه ها، گنجشك می‌شوند

پــرواز می‌كننـد از اینجـا تـا سرای تو


لــب‌هــای پـر تـرك و این دستان مستجاب

بغــض گلـو، گل می‌كند هر شب برای تو


قرنـی است مهتاب از تنم بیرون نشسته بود

دیشـب شكسته شد قرُق، پیش خدای تو


دســـتم نـــمی‌رســـید آقـــا دل را گره زدم

تنهــا بـه شـعر سـاده‌ای از ردپـای تو


صغری سپهوند

شعری از سهيل محمودی برای شمس توس

HTML clipboard

 

يا ضامن آهو!
در بند هواييم، يا ضامن آهو!
در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو!
بی تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم
بی سقف و سراييم، يا ضامن آهو!
عريانی پاييز، خاموشی پرهيز
بی برگ و نواييم، يا ضامن آهو!
سرگشته‌تر از عمر، برگشته‌تر از بخت
جويای وفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده‌ی بدنام، فرسوده‌ی ايام
با خود به جفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده مبادا، فرسوده مبادا
اين گونه که ماييم، يا ضامن آهو!
پوچيم و کم از هيچ، هيچيم و کم از پوچ
جز نام نشاييم، يا ضامن آهو!
ننگينی ناميم، سنگينی ننگيم
در رنج و عناييم، يا ضامن آهو!
بی رد و نشانيم، از ديده نهانيم
امواج صداييم، يا ضامن آهو!
صيد شب و روزيم، پابند هنوزيم
در چنگ فناييم، يا ضامن آهو!
چندی است به تشويش، با چيستی خويش
در چون و چراييم، يا ضامن آهو!
با دامنی اندوه، خاموش‌تر از کوه
فرياد رساييم، يا ضامن آهو!
مجبور مخيّر، ابداع مکرر
تقدير قضاييم، يا ضامن آهو!
افتاده به عصيان، تن داده به کفران
آلوده‌رداييم، يا ضامن آهو!
حيران شده‌ی رنج، طوفان‌زده‌‌ی درد
دريای بکاييم، يا ضامن آهو!
تو گنج نهانی، ما رنج عناييم
بنگر به کجاييم، يا ضامن آهو!
با رنج پياپی، در معرکه‌ی ری
بی قدر و بهاييم، يا ضامن آهو!
نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود
زندانی ناييم، يا ضامن آهو!
در غربت يمگان، در محبس شروان
زنجير به پاييم، يا ضامن آهو!
رانده ز نيستان، مانده ز ميستان
تا از تو جداييم، يا ضامن آهو!
سودای ضرر ما، کالای هدر ما
اوقات هباييم، يا ضامن آهو!
دل‌خسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماييم، يا ضامن آهو!
روزی بطلب تا، يک شب به تمنا
نزد تو بياييم، يا ضامن آهو!
در صحن و سرايت، ايوان طلايت
بالی بگشاييم، يا ضامن آهو!
با ما کرم تو، ما در حرم تو
ايمن ز بلاييم، يا ضامن آهو!
چشم از تو نگيريم، جز تو نپذيريم
اصرار گداييم، يا ضامن آهو!
در حسرت کويت، با حيرت رويت
آيينه‌لقاييم، يا ضامن آهو!
مشتاق زيارت، تا جبهه‌ی طاعت
بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهو!
گو هر چه نبايد، گو هر چه ببايد
در کوی رضاييم، يا ضامن آهو!
آيا بپذيری، ما را بپذيری؟
در خوف و رجاييم، يا ضامن آهو!
مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر
تسليم شماييم، يا ضامن آهو!
فريادرسی تو، عيسی‌نفسی تو
محتاج شفاييم، يا ضامن آهو!
هر چند گنه‌کار، هر قدر سيه‌کار
بی رنگ و رياييم، يا ضامن آهو!
ما بنده‌ی درگاه، در پيش تو، اما
در عشق خداييم، يا ضامن آهو!
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو!
ای چشمه‌ی خورشيد، مهر تو درخشيد
در عين بقاييم، يا ضامن آهو!
ما همسفر شوق، فريادگرشوق
آوای دراييم، يا ضامن آهو!
همخانه‌ی شبگير، همسايه تأثير
پرواز دعاييم، يا ضامن آهو!
همراز به خورشيد، دمساز به ناهيد
در شور و نواييم، يا ضامن آهو!
هم‌صحبت صبحيم، هم‌سوی نسيميم
هم‌دوش صباييم، يا ضامن آهو!
ما خاک ره تو، در بارگه تو
گويای ثناييم، يا ضامن آهو!
سوگند الستيم، پيمان نشکستيم
در عهد «بلی»ييم، يا ضامن آهو!
يار ضعفا تو، خود ضامن ما تو
ما اهل خطاييم، يا ضامن آهو!
هم مسکنت ما، هر مرحمت تو
مسکين غناييم، يا ضامن آهو!
از فقر سروديم، يا فخر نموديم
فخر فقراييم، يا ضامن آهو!
نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو
جويای هداييم، يا ضامن آهو!
هنگامه‌ی وهم آن، کجراهه‌ی فهم اين
ما اهل ولاييم، يا ضامن آهو!
از گوهر پاکيم، از کوثر صافيم
فرزند نياييم، يا ضامن آهو!
چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم
شوق شهداييم ، يا ضامن آهو!
ايمان به تو داريم، يونان بگذاريم
تشريک‌زداييم، يا ضامن آهو!
منشور نشابور، سرسلسله‌ی نور
با حکمت و راييم، يا ضامن آهو!
تو راه مجسّم، گر راه به عالم
جز تو بنماييم، يا ضامن آهو!
تا صور قيامت، با شور ندامت
شايان جزاييم، يا ضامن آهو!
همراهی استاد آگاهی‌مان داد
کز تو بسراييم، يا ضامن آهو!
اين بخت سهيل است، کش سوی تو ميل است
در نور و ضياييم، يا ضامن آهو!
زين نظم بدايع، وين اختر طالع
اقبال‌هماييم، يا ضامن آهو!
 

سهِيل محمودی

شعر تازه آيت‌الله صافي براي امام رضا(ع)

 آيت‌الله صافي گلپايگاني از مراجع تقليد، شعر تازه‌اي با عنوان «خاكسار دوست» به مناسبت ميلاد امام رضا (ع) سروده است.
 
 به گزارش خبرگزاري فارس از قم، متن كامل سروده آيت‌الله صافي گلپايگاني در مدح امام رضا(ع) به اين شرح است:
 
 باز آمــــدم به طــوس، به شهـر و ديار دوست
 شهر شهــــادت و حــــرم مشــــكبار دوست
 
 شهــرى كه هســـت قبــــله‌ي عشــاق و عارفان
 شهرى كه هست مشتهـــر از اشتـــهار دوسـت
 
 شهـــر وفـــا و طــور لــــقا مشهـــد رضـــا
 دارد شرافـــت از شـــــرف و اعتبـــار دوست
 
 ز آن طـــوس گشتــه شهـــره آفــاق كاندر آن
 گرديـده دفــــن، پيــكر پر افتـــخار دوســت
 
 مي‌ســــوختم ز آتــش ســـوزان هــــــجر او
 شــــُكر آن كه باز، كــرد نصيبم جـوار دوست
 
 آب حيــــات و عمــر ابــــد كــى برابر است
 با دولــت حضــــور دمى در كنـــار دوســـت
 
 امــــر جهــان و نظـــم امـــــور جهــــانيان
 ز امــــر خــــدا است در كف با اقتدار دوست
 
 صـــف بســته‌اند خيـــل ملائــك به احتـرام
 در روضــــه‌ي مقـــدس گردون مدار دوســــت
 
 ما را سخن ز بيش و كم و هست و نيست، نيست
 بگـــزيده‌ايم خــــطّ و ره اختـــيار دوســـت
 
 من كيـستم كه در ره او جــــان فــــدا كنــم؟
 جانــم فـــداى آن كه بــود جــان نثار دوست
 
 جــود و گـــذشت و مــــردى و ذرّه پــرورى
 رحـم و وفــا و مهر و كــرم هست كار دوست
 
 تنــها نــه خاكـــسار در دوســت گشتـــــه‌ام
 من خاكســـارم آن كه بـــود خاكـسار دوست
 
 در كفشـــــدارى حــرم شـــاه ديـــن رضـــا
 من كفشــــدار آن كه بــود كفشــــدار دوست
 
 لطف‌الله صافي

چهل شعر منسوب به امام رضا(ع)

درنكوهش خودپسندي و غفلت از گناه
 
 
 و اعجبا للمرء في ذاته يجر ذيل التيه في خطرته
 يزجره الوعظ فلاينتهي كانه الميت في سكرته
 يبارز الله بعصيانه جهراً مولا يخشاه في خلوته
 و إن يقع في شدة يبتهل فان نجي عادالي عادته
 
 
 ترجمه:
 
 شگفتم آيد از آن مرد نادان كه اندر كبر خود مانده است حيران
 نه عقل عاقبت انديش دارد نه فكر شر و خير خويش دارد
 فرو رفته به گرداب گناهان زسرتاپاي آلوده به خسران
 چنان سرمست جام خودپسندي است كه گوشش كر ز هر اندرز و پنديست
 از آن ايزد كه دادش جود خلقت ببخشيدش همه اقسام نعمت
 نميترسد به خلوتها زماني ندارد پاس او اندر نهاني
 چو سختي ديد نالد روي برخاك رود دود دل مسكين به افلاك
 نجاتش چون دهد لطف خدايي رود چون خوگران بر بي وفايي
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 پيوستگي با خدا
 
 
 
 ارغب لمولاك و كن راشداً و اعلم بان العزفي خدمته
 
 ترجمه:
 
 بيا اي بنده گر خواهي تو عزت خدا را ياد كن از روي رغبت
 بدان كه عزت اندر خدمت اوست شرف دربندگي حضرت اوست
 كساني كاندرين ره كاردانند به راه بندگي جان ميفشانند
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 اهتمام در خواندن قرآن و پيروي از شريعت
 
 
 واتل كتاب الله تهدي به واتبع الشرع علي سنته
 
 ترجمه:
 
 كتاب حق بخوان كان در هدايت برونت سازد از چاه ضلالت
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 مفاسد حرص و طمع
 
 
 لا تحرصن فالحرص يزري الفتي و يذهب الرونق من بهجته
 
 ترجمه:
 
 ز حرص و آز خود را دار يكسو خرد را حرص چون لكه است بر رو
 كه حرص و آز چون باد خزان است خلاف آبروي گل رخان است
 شود افسرده زان گلهاي رخسار بريزد بار و برگ جان هشيار
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 مقدرات آسماني و نصيب و بهره آدمي
 
 
 و الخط لا تجليه جيلة كيف يخاف المرء من فوتته
 ما فاتك اليوم سياتي غداً ما في الذي قدر من حيلته
 قضائه المحتوم في خلقه و حكمه النافذ مع قدرته
 
 ترجمه:
 
 و آنچه گشته بر خطت مقدر بحيله رد آن نايد ميسر
 نشد امروز اگر فردا بيايد كه دام حيله عنقا را نشايد
 قضا محتوم و جاري از خدا شد نوشته از قلم ردش كجا شد
 زحكم و قدرتش جاريست هركار به جز تسليم امرش ني سزاوار
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 روزی آفريدگان
 
 
 
 والرزق مقسوم علي واحد مفاتح الاشياء في قبضته
 قد يرزق العاجز مع عجزه و يحرم الكيس مع فطنته
 
 ترجمه:
 
 خدا روزي ده هر كور لنگ است و هم كرمي كه زادش توي سنگ است
 كليد گنج فوق و تحت عالم بود در دست آن خلاق اعظم
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 رنجه نداشتن بينوايان و مستمندان
 
 
 لا تنهر المسكين يوماً اتي فقد نهاك الله عن نهرته
 
 ترجمه:
 
 هر آن مسكين كه آيد بر در تو دل محرومش از انعام مي جو
 به خوش خويي دل زارش بدست آر دل چون شيشهاش را هان ميازار
 خدا لا تنهر السائل بفرمود مكن با زجر سائل را تو مردود
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 شكيبايي در برابر حوادث
 
 
 ان عضك الدهر فكن صابراً علي الذي نالك من عضته
 او مسك الضر فلا تشتكي الالمن تطمع في رحمته
 
 ترجمه:
 
 چون اين عالم پر از اضداد باشد حوادث را در آن امداد باشد
 اگر روزي به پيشت سختي آرد دل تنگ به دندانش فشارد
 حريفش نيستي صبر آر پيشه فرج چون شاخه و صبر است ريشه
 گره چون درفتد اندركمندت كشيدن بيشتر آرد به بندت
 بر آن شاه شهان آور شكايت كه از وي داري اميد عنايت
 خراشيدن چو گل گرخار باشد كه با دست ظفر ناگه گشايد
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 منافع خموشي
 
 
 لسانك احفظه و حين نطقه و احذر علي نفسك من عثرته
 فالصمت زين و وقار و قد يؤتي علي الانسان من لفظته
 من اطلق القول بلا مهلة لاشك ان يعثر في عجلته
 من لزم الصحت نجا سالماً لايندم المرء علي سكتته
 
 ترجمه:
 
 زبانت رابه خاموشي نگهدار سرسبزت دهد بر باد گفتار
 زبان سرخ، رو زردي بيارد ولي خاموشي افسوسي ندارد
 زحرف بيهده جانا حذر كن بغير از ياد حق از دل بدركن
 همه زيب و وقار مرد عاقل به خاموشي بود اندرمحافل
 اگر خاموش بودي کبک كهسار كجا شهباز را ميگشت اشكار
 نجات و فر، همي ازخاموشي جو كه باشددر خطر پيوسته برگو.
 
 --------------------------------------------------------------------------------
 
 فاش نبودن اسرار
 
 من اظهر الناس علي سده يستوجب الكي علي مقلته
 
 ترجمه:
 
 زبان از راز بنهفته نگهدار مكن با ديگران اسرار اظهار
 به اسرار تو نبود جز تو محرم كسي را نيست از ناگفتنش غم
 هر آن كس راز خود گويد به ناچار به مژگان داغ كردن شد سزاوار

منبع:سایت چهلچراغ

ترجمه منظوم سخنان امام رضا علیه السلام

1 ـ مِن اَخلاقِ الاَنبیاء التَّنّظُّف
نظافت موجب پاكى جسم است نظافت مایـه آرام جـان است
امـام هشتمین فرمود بـا خلق نظـافت شیـوه پیغمبران است

2 ـ صاحِبُ النّعمَةِ یَجِبُ ان یُوَسِّعَ عَلى عِیالِهِ
توانگر را بوَد واجب كه بخشد زن و فـرزند را از مال دنیـا
دهـد وسـعت به امر زندگانى بـه شـكر نعـمت حى ّ تـوانا

3 ـ مَن لَم یَشكُرِ المُنعِمَ مِن المَخلوقین لَم یَشكُر اللهَ عزّوجلّ
شـنیده ام كه علـى بن موسـى كاظم خدیو طوس، بفـرمـود نكته اى زیبـا
كسى كه نیكویى خلق را نداشت سپاس نكـرده است سپـاس خداى بـى همتـا

4 ـ الایمانُ اداءُ الفرائضِ و اجتِنابُ المَحارِم
فرمود رضــا امام هشتم: انجام فرائــض است ایمان
دورى ز محرّمات و زشتى پرهیز ز ناصواب و عصیان

5 ـ لَم یَخُنكَ الاَمین، وَ لكِن ائتَمَنتَ الخائِنَ
كسى كه بیـم ندارد ز كردگار علیم وِرا به خدمت خلق خدا مكن تعیین
امین نكرده خیانت، تو از ره غفلت امین شمـرده خیـانت شعار بدآیین

6 ـ الصَّمتُ بابٌ مِن ابوابِ الحِكمة
زبـان تو گـر تحـت فرمان نباشد خموشـى گزیـن، تا نیفتى به ذلـّت
على بن موسـى الرضا راست پندى: سكوت است بابـى ز ابواب حكمت

7 ـ صدیقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّه جَهلُهُ
بــه نزدیـك نـادان بـوَد تـار گیتى ز دانـش بكـن گـیتـى تـار روشـن
بفرمود فرزنـد موســى بـن جعفـر: تو را عقل یار است و جهل است دشمن

8 ـ التَّوَدُّدُ الى النّاسِ نِصْفُ العَقلِ
همیشـه در پـى تیـمـار بینـوایان باش كمك به خلق، ز كردار خـالق احـد است
امام راست در این رهگذر، كلامى نغـز: كه در معاشرت خلق، نیمى از خرد است

9 ـ التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ
بزن بـر لطـف حق دست توكل كـه لطف ایـزدى باشد تو را بس
توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم به غیر حق نـترسى از دگر كس

10 ـ اَفْضَلُ ما توصَلُ به الرَّحِمِ كفُّ الاَذى عَنْها
فرمـود رضـا ولـى ّ مـطـلق گنجینـه علم و فضل و احسـان
بهتر صلـه رحـم به گیتى است خـوددارى از گـزنـد ایشـان

11 ـ اَحسَنُ النّاسِ مَعاشاً مَن حَسُنَ معاشُ غیرِهِ فى معاشِه
بهتـرین رهـرو به راه زندگـى است آن كه همچـون شمع روشنگـر بـوَد
مردمـان در پرتـوش راحـت زینـد زندگـى در خـدمتش بـهتـر بــوَد

12 ـ العَقلُ حِباءٌ مِنَ اللهِ و الادَبُ كُلْفَة
رضـا سبـط پاك رسـول امین كه نتـوان سـر از خدمتش تافتن
بگفتا: خرد بخشش ایـزدى است ادب را به كوشش تـوان یافـتن

13 ـ لَیسَ لِبَخیلٍ راحةٌ و لا لِحَسودٍ لَذّةٌ
بخل رنج است و حسادت محنت است از ولـى ّ آمـوز درس عبـرتـــى
راحتـى در بخــل نتـوان یـافـتن در حسـد هـرگـز نیـابـى لذّتــى

14 ـ مَا الْتَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ اِلاّ نُصِرَ اَعظَمُهُما عَفواً
عفــو آییـن بزرگـــان باشـــد بـخشش آییـنـه دورانـدیـش اسـت
دو گـروهـى كه به جنگنـد و ستیـز نصرت آن راست كه عفوش بیش است

15 ـ عَونُك لِلضَّعیفِ اَفضَلُ مِنَ الصَدَقَة
سخنـى دارم از امـام همام كـه مفید است بهر هر طبقه
دستگیرى ز ناتوان و ضعیف به یقین، بهتر است از صدقه

16 ـ المُؤمِن اِذا اَحسَنَ استَبشَرَ وَ اِذا اَساءَ استَغفَرَ
گر ز بخت بد به كس بد كرده اى هان، مشـو نومیـد از درگاه ربّ
مـؤمن ار نیكى كنـد شادان شود ور كند بد، مى كنـد بخشش طلـب

17 ـ المُسلِمُ الّذى سَلِمَ المُسلِمون مِن لِسانه وَ یَده
شـنو پند فرزند موسـى بن جعفر امـام بحـق، مـاه بـرج امـامت
كسـى هسـت مُسلم كه باشند مردم ز دست و زبانش به امن و سلامت

18 ـ لَیسَ مِنّا مَن لَم یأمَن جارُهُ بَوائِقَه
به همـسایه نیكى كن اى نیكمرد كه همـسایه را بر تو حقها بوَد
از آن كس كه همسایه ایمن نبُود بـفرمود مـولا: نـه از ما بوَد

19 ـ التواضُعُ ان تُعطى النّاس مِن نَفسِك ما تُحبّ ان یُعطوك مِثلَه
چنان سـر كن اى دوست با نیك و بد كه باشـد ز تـو نیك و بد در امـان
تـواضع چـنان كن به خـلق خـداى كه خواهـى كنـد خلق با تو چنـان

20 ـ الصَّفح الجمیلُ العفوُ مِن غیرِ عِتاب
عفو چون كرده اى خطاب مكن كار بـى جا و نـاصـواب مكن
وه چه نیكوسـت، عفـو بى منّت عفو كـردى اگـر، عتـاب مكن

-------------------------------------------------------------------------------
نظم اشعار از على باقرزاده(بقا)
 

«تمام غريبان تو را مي‌شناسند»؛ شعر قيصر امين‌پور درباره امام رضا(ع)

«قيصر امين‌پور»، شاعر بزرگ عصر انقلاب، درباره حضرت رضا(ع)، هشتمين امام شيعيان جهان، غزلي را سروده است.

 

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند

موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

 

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي

ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

 

نام تو رخصت رويش است و طراوت

زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

 

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي

اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

 

اينك اي خوب فصل غريبي سر آمد

چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

 

كاش من هم عبور تو را ديده بودم

كوچه‌هاي خراسان تو را مي‌شناسند

یاران خراسانی


 سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم
 
 چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
 
 ***
 
 در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش
 
 چون آینه خو کرده به ویرانی خویشم
 
 ***
 
 لب باز نکردم به خروشی و فغانی
 
 من محرم راز دل طوفانی خویشم
 
 ***
 
 یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
 
 عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم
 
 ***
 
 از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
 
 شرمنده جانان زگران جانی خویشم
 
 ***
 
 بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر
 
 افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
 
 ***
 
 هر چند امین، بسته دنیا نیم اما
 
 دلبسته یاران خراسانی خویشم
 
 حضرت آیه الله خامنه ای