نگاهی به قدیمیترین قصیده در مدح حضرت رضا علیهالسلام
کهنترین منظومه در ستایش حضرت امام رضا علیهالسلام، قصیدهی سنایی شاعر قرن ششم
است که با این بیت آغاز میشود:
دین را حرمی است در خراسان
دشوار تو را به محشر آسان
استاد احمدی بیرجندی معتقد است سنایی این قصیده را با الهام از قصیده ی معروف محمد
بن حبیب ضبی متوفای سال 400 هجری قمری، مداح اهل بیت رسالت صلیاللهعلیهوآله که
در وصف و نعت حضرت رضا علیهالسلام میباشد، سروده است. قصیده این گونه شروع
میشود:
قبر بطوس به اقام امام
حتم الیه زیاره و لمام1
سنایی در بیت نخست اشاره دارد که در خراسان برای دین، حرم و بارگاهی وجود دارد که
اگر توجه کنی آن چه که در روز قیامت برای همهی مردم مشکل است، برای تو ساده
میشود. هدف شاعر عنایت حضرت رضا علیهالسلام به مؤمنان و شفاعت آن بزرگوار است و
یا هدایت انسانها که در دنیا سعادتمند میشوند و چون گناهی انجام نمیدهند، در روز
قیامت مشکلی ندارند.
در بیت سوم و چهارم، شاعر به حرم و بارگاه امام رضا علیهالسلام اشاره میکند که
محل رفت و آمد مردم است، مردمی که برای توسل جستن و کمک گرفتن به بارگاه حضرت رضا
علیهالسلام روی خواهند آورد و حرم امام علیهالسلام مانند کعبه است که محل رفت و
آمد فرشتگان است. شاعر در واقع تلمیح دارد به حدیثی که شیخ طوسی در باب زیادات
تهذیب الاحکام آورده است. حضرت رضا علیهالسلام فرمودند: در زمین خراسان بقعهای به
وجود میاید که آن بقعه یک زمان محل رفت و آمد ملائکه میشود و همیشه اوقات یک فوج
بر آن بقعه نازل میشوند و یک فوج بالا میروند.2
همواره رهش مسیر حاجت
پیوسته رهش مشیر غفران
چون کعبه پر آدمی ز هر جای
چون عرش پر از فرشته هزمان (مخفف هر زمان)
شاعر در بیت سیزدهم قصیده به حدیث سلسله الذهب اشاره میکند:
از جمله شرطهای توحید
از حاصل اصلهای ایمان
زین معنی زاد در مدینه
این دعوی کرده در خراسان
در بیت بیست و نهم هم شاعر یکی از معجزههای امام رضا علیهالسلام را یاد میکند.
در ابیات 30 و 31 چنین توضیح میدهد:
از بهر تو شکل شیر گشتند
درنده شده به چنگ و دندان
آن را که ز پیش تخت مأمون
برهان تو خوانده بود بهتان
با درد جحود منکرش را
اقرار دو شیر ساخت درمان
جریان از این قرار بود. حمید بن مهران به امام علیهالسلام توهین و جسارت کرد و گفت
از تو حکایتها نقل میکنند. . . مثلاً میگویند به دعای تو باران آمده. . . و اگر
راست میگویی و معجزه میکنی، دو عکس شیر را که در پشتی خلیفه دیده میشوند، به
صورت شیر واقعی درآور تا من را تکه تکه کرده و بخورند.
حضرت به امر خداوند این کار را کرد و شیران حمید را خوردند.
یادداشت:
1. مدایح رضوی در شعر فارسی، احمد احمدی بیرجندی و نقویزاده، ص 259.
2. فردوس التواریخ، فاضل بسطامی، ص 16.
3. صد داستان از خورشید شرق، عباس بهروزیان، ص 173.
4. همان جا، ص 157.
خیمه :: مهر و آبان 1385، شماره 25 و 26پدیدآورنده: * سیدهادی میرآقایی
دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست