گفتگوی عالم مسیحی با امام باقر(ع) و مسلمان شدن او



دوران امامت امام محمّد باقر (ع) دورانى پر آشوب از جنگ بنى امیّه و بنى عبّاس بود، با این حال سکوت و آرامشى آکنده از خشم بر مردم حکمفرما بود و امام باقر(ع) از این شرایط کمال استفاده را در جهت تربیت شاگرد و استحکام و گسترش تشیّع و انقلاب فرهنگى‏ نمود و با تربیت دانشجویان و طالبان علم به تأسیس دانشگاه علوم اسلامى اقدام نمود و به همین دلیل به لقب باقر العلوم، یعنى شکافنده دانش ها ملقب گردید.

امام محمد باقر(ع) پنجمین امام شیعیان، فرزند على بن الحسین امام سجاد (ع) و فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) در اوّل رجب یا سوّم صفر سال ۵۷ هجرى در مدینه به دنیا آمد. ابن شهرآشوب می نویسد که حضرت‏ باقر(ع) اول‏ کسى‏ بود که‏ آمیخته‏ از نژاد امام‏ حسن‏ و امام‏ حسین(علیهما السلام)‏ محسوب‏ می شد چون‏ مادرش‏ ام‏ عبد الله‏ دختر امام‏ حسن‏(ع)‏ بود که‏ راست گوترین‏ و نیکوترین‏ ‏ زنان‏ به شمار می رفت. امام باقر (ع) در مورد مادر بزرگوار خویش می فرماید: روزى مادرم کنار دیوارى نشسته بود، ناگهان دیوار ریزش کرد و در معرض ویرانى قرار گرفت، مادرم دست بر سینه دیوار نهاد و گفت، به حق مصطفى(ص) سوگند، اجازه فرو ریختن ندارى. دیوار بر جاى ماند تا مادرم از آن جا دور شد. سپس دیوار فرو ریخت.

در مورد امام باقر(ع) القاب متعددی ذکر شده از جمله الامین، الشبیه(به دلیل شباهت به پیامبراکرم (ص))، محمد بن علی الاوّل( به علت اینکه با امام جواد(ع) که آن حضرت نیز ملقّب به محمد بن علی است، اشتباه نشود)، الباقران: لقب امام پنجم و ششم، الصادقان: لقب امام پنجم و ششم؛ اما مشهورترین لقب‏ امام محمد بن علی(ع)، باقرالعلوم است، و این لقبى است که پیغمبر اسلام (ص) آن جناب را به آن ملقّب فرموده، چنانچه شیخ صدوق (ره) از عمرو بن شمر روایت کرده، که گفت: از جابر بن یزید جعفى سؤال کردم که براى چه امام محمّد باقر (ع) را باقر نامیدند؟ گفت: به علّت آن که یَبْقُرُ عِلْمَ الدِّینِ بَقْرا؛ أى شقّه شقّا و اظهره اظهارا،می شکافد علم را شکافتنى و آشکار و ظاهر می سازد آن را ظاهرکردنى.

جابر بن عبد اللّه (ره) آن حضرت را در یکى از کوچه‏هاى مدینه دید و گفت، اى پسر تو کیستى؟ فرمود: محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن ابى طالب هستم. جابر گفت: اى پسر به من نگاه کن.امام (ع) به جابر نگاه کرد.عرض کرد: سوگند به پروردگار کعبه که این شمایل و خصال رسول خدا(ص) است، اى فرزند، رسول خدایت سلام رساند. امام (ع) در جواب جابر فرمود: مادامی که آسمان و زمین بر جاى باشد سلام بر رسول خداى باد، و بر تو باد اى جابر که تبلیغ سلام آن حضرت نمودى، آنگاه جابر به آن حضرت عرض کرد: یا باقر! انت الباقر حقّا، انت الّذى تبقر العلم بقرا.

امامت امام باقر(ع)/ نقش نگین انگشتر امام باقر(ع)

امام باقر (ع) مدّت ۳۴ سال و ۱۰ ماه یا ۳۹ سال در سایه پدر بزرگوار خود امام سجاد (ع) به سر برد و از حیات پدر، فیوضات ربّانى را دریافت می ‏کرد.بعد از امام سجاد (ع)، فرزندشان محمد باقر (ع) به امامت رسید. امام سجاد(ع) به امامت وی نص و تصریح فرموده است. ایشان از لحاظ برترى علمى و پارسایى میان عامه و خاصه بر همه فرزندان امام سجاد(ع) مقدّم است و از هیچ کس از فرزندان امام حسن(ع) و امام حسین(ع) آن مقدار از علم دین و حدیث و تفسیر و سیره و دیگر ابواب علوم که از ایشان نقل و آشکار شده، نقل نشده است تا آن جا که بازماندگان از اصحاب پیامبر (ص) و سرشناسان از طبقه تابعین و فقهاى بزرگ اسلام، از آن حضرت معارف دین روایت کرده‏ اند.

امام صادق‏ (ع)‏ در حدیثی به نقش نگین انگشتر پدر بزرگوارشان اشاره کرده و می فرماید: نقش‏ نگین انگشتر‏ امام باقر(ع)، ‏ العزّة للَّه‏ جمیعاً بود. به‏ روایت‏ دیگر نقش‏ نگین‏ آن‏ حضرت‏ این‏ کلمات‏ بود: «ظنّی‏ باللَّه‏ حسن‏، و بالنّبی‏ المؤتمن‏، و بالوصی‏ ذی‏ المنن‏، و بالحسین‏ و الحسن‏»، و به‏ روایت‏ دیگر: انگشتر جدّ خود، امام حسین (ع) را در دست مى‏ کرد.

اسود بن سعید مى ‏گوید: امام باقر(ع) فرمود: ما حجّت خدا و باب رحمت و زبان او مى ‏باشیم. و نیز وجه و چشم او در میان مخلوقات هستیم و ما متولیان کارهاى خدا در میان بندگان هستیم. سپس فرمود: بین ما و بین تمام نقاط زمین «ترازى» است (حلقه اتصالى که به واسطه آن، بر امور احاطه داریم) هر وقت در روى زمین به چیزی، امر شویم، این حلقه اتصال را گرفته و در هر نقطه از زمین، آنچه مأمور هستیم انجام مى‏دهیم. چنانچه باد در تسخیر سلیمان بود، همان گونه خداوند آن را مسخر محمّد و آل او (ص) نموده است‏.

شهادت امام باقر(ع)/ وصیت خاص امام باقر(ع) بر عزاداری بر خویش

امام محمد باقر(ع) ۵۷ سال از عمر مبارکش ‏گذشته بود که به امر هشام بن عبدالملک او را مسموم کرده که بر اثر آن به شهادت رسیدند. بنا بر مشهور امام باقر(ع)در هفتم ماه ذی حجه سال ۱۱۴ هجرى دیده از جهان فرو بست و در قبرستان بقیع در کنار پدرش (امام سجاد) و عمویش ( امام حسن) دفن شد.

كلينى به سند خود از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: پدرم هر آنچه از كتب و سلاح و آثار و امانات انبياء در نزد خود داشت، به من به وديعت‏سپرد. پس چون لحظه وفاتش فرارسيد به من گفت: چهار شاهد فرابخوان. من چهار تن از قريش را دعوت كردم كه يكى از آنان نافع مولاى عبد الله بن عمر بود. پس به من فرمود: «بنويس اين چيزى است كه يعقوب فرزندانش را بدان وصيت كرد كه اى فرزندانم خداوند دين را براى شما برگزيد، پس نميريد مگر آنكه تسليم رضاى خداوند باشيد. »و وصيت كرد محمد بن على به جعفر بن محمد و به وى فرمان مى‏ دهد كه او را به جامه بردى كه هر جمعه در آن نماز مى ‏خواند كفن كند و عمامه‏ اش را بر سرش بندد و قبر او را چهار گوش و با فاصله چهار انگشت از زمين بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهاى كفن او را باز كند. سپس به شهود فرمود: بازگرديد خداوند شما را رحمت كند!امام صادق (ع) گفت: به پدرم گفتم: اى پدر!در اين وصيت چه بود كه بر آن شاهد طلب كردى؟فرمود: پسرم!خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخيزند به اين بهانه كه به تو وصيت نكرده‏ام و مى ‏خواستم بدين وسيله حجت و دليلى براى تو قرار داده باشم. در حقيقت امام (ع) مى ‏خواست به اين وسيله همگان بدانند كه جعفر بن محمد(ع)، وصى و جانشين و امام بعد از اوست.

همچنین کلینی از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که پدرم گفت: اى جعفر از مال من برای گریه کنندگان وقفى بکن که ۱۰ سال در منى در موسم حجّ بر من ندبه و گریه کنند، و رسم ماتم را تجدید نمایند و بر مظلومیّت من زارى کنند.

آیت الله جوادی آملی در مورد علت وصیت امام باقر(ع) بر این عزاداری می گوید: خود امام باقر (ع) به وجود مبارک امام صادق (ع) دستور داد، فرمود: اُوقِف‎‏‎ْ لِی مِنْ مالِی کَذا و کَذا ؛ از مال من، این دیگر بخش به ثلث بر می گردد؛ از مال من فلان مبلغ را بگیر، وقف بکن. برای اینکه برای من در مدت ۱۰ سال در منا روضه خوانی کنند، عزاداری کنند. خُب منا، ایام عید است؛ شب عید قربان است، مراسم عید قربان است.

وی در ادامه یادآور می شود: فرمود: مردم ـ شیعه و سنّی ـ اینها از راههای دور جمع می شوند. در مکه هر کسی مشغول اعمال خودش است و به فکر رفتن به عرفات و مشعر و منا است؛ آن دلهره ای که دارد، او را آرام نمی گذارد. واقعاً کسانی که حاجی اند، مخصوصاً در آن عصر؛ از راههای دور با آن صعبُ العبور بودن، آمدن؛ در مکه آرام نیستند. امّا وقتی که این دلهره ها و اضطراب رد شد، آمدند به عرفات و مشعر و منا و رَمی جمره کردند و حَلق کردند و از لباس اِحرام به در آمدند، یک فراغتی دارند. فرمود: ۱۰ سال در منا برای من ندبه کنند. این نه برای آن است که اینها جمع بشوند آنجا، اشک بریزند! خب بسیاری از آنها سنّی بودند. شیعه در آنجا مثل الآن در اقلیّت بود. فرمود: آن سخنران می رود، می گوید:‌ امام باقر چنین فرمود دربارة فلان آیه چنین فرمود، دربارة فلان حدیث چنین فرمود، دربارة فلان مطلب کلامی چنین فرمود، دربارة فلان مطلب فقهی چنین فرمود. نام مرا در منا زنده نگه بدارید. خُب ما شیعیان آنهائیم! این نام را حفظ بکنیم، این مرام را حفظ بکنیم.

سیرۀ علمی امام باقر(ع)/ عتاب امام بر یکی از یارانش به دلیل شوخی با نامحرم

دانش امام باقر(ع) نیز همانند دیگر امامان از سر چشمۀ وحی بود، آنان آموزگاری نداشتند و در مکتب بشری درس نخوانده بودند، «جابر بن عبد الله» نزد امام باقر (ع) می آمد و از آن حضرت دانش فرا می گرفت و به آن گرامی مکرر عرض می کرد: ای شکافندۀ علوم! گواهی می دهم تو در کودکی از دانشی خدا داد برخورداری.

حسن بن محمد از عبد اللَّه بن عطاء مکى حدیثی نقل می کندکه گفت: ندیدم دانشمندان را نزد هیچ کس که کوچک تر و کم قدرتر باشند (و خود را بی مقدارتر به حساب آورند) هم چنان که در نزد ابى جعفر محمد بن على بن الحسین (ع) هستند (و در برابر أحدى این اندازه فروتنى نمى ‏کنند) و من خود دیدم حکم بن عتیبه را با آن مقام و مرتبه که در میان مردم داشت در برابر آن جناب مانند کودکى بود که پیش روى استاد خود نشسته باشد، و جابر بن یزید جعفى (با آن علم و دانشى که داشت) هر گاه چیزى از آن حضرت (ع) روایت می کرد می گفت: براى من حدیث کرد وصى اوصیاء، و وارث علوم انبیاء.

«ابو بصیر»می گوید: امام باقر (ع) از یکی از آفریقائیان حال یکی از شیعیان خود به نام «راشد»را جویا شد.پاسخ داد خوب بود و سلام می رساند. امام فرمود خدا رحمتش کند. با تعجب گفت:مگر او مرده است؟ فرمود: آری. گفت: چه وقت در گذشت؟ فرمود: دو روز پس از خارج شدن تو. گفت: به خدا سوگند او بیمار نبود… فرمود: مگر هر کس می میرد به جهت بیماری است؟ آنگاه ابو بصیر از امام از گذشتۀ او سؤال کرد.

امام فرمود: او از دوستان و شیعیان ما بود، گمان می کنید که چشم های بینا و گوش های شنوایی از ما همراه شما نیست و چه پندار نادرستی است! به خدا سوگند هیچ چیز از کردارتان بر ما پوشیده نیست پس ما را نزد خودتان حاضر بدانید و خود را به کار نیک عادت دهید و از اهل خیر باشید تا به همین نشانه و علامت شناخته شوید. من فرزندان و شیعیانم را به این برنامه فرمان می دهم.

یکی از راویان می گوید در کوفه به زنی قرآن می آموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر شتافتم، فرمود: آنکه حتی در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهره ام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود: تکرار نکن.

سخن امام باقر(ع) درباره آگاهی ائمه اطهار(ع) بر رفتار خلق

محمّد بن مسلم روایت مى‏ کند: که امام باقر(ع) فرمود: گمان مى ‏کنید که شما را نمى ‏بینیم و سخنان شما را نمى ‏شنویم. اشتباه مى ‏کنید. اگر آن گونه باشد که شما مى ‏پندارید پس ما چه برترى بر شما داریم؟! گفتم: چیزى که گفتید به من نشان بده. فرمود: بین تو و همکارت در ربذه اختلافى به وجود آمد و او از تو به خاطر ارتباط با ما و محبت و معرفت ما، اشکال گرفت. گفتم: آرى، قسم به خدا! چنین است. فرمود: آنچه را که گفتم آن را خدا به من خبر داده بود. و من ساحر، کاهن و مجنون نیستم. بلکه از علوم نبوّت است که به ما گفته مى ‏شود. عرض کردم: چه کسى به شما مى ‏گوید؟ فرمود: گاهى به قلب ما الهام مى ‏شود و به گوش ما مى ‏خورد. علاوه بر این، خادمانى از طائفه جنّ داریم که مؤمن و شیعه ما هستند و بهتر از شما، ما را اطاعت مى‏ کنند. گفتم: آیا با هر یک از ما، یکى از آنها هست؟ فرمود: آرى، و از آن چه انجام مى‏ دهید و هر کجا هستید ما را با خبر مى کنند.

گفتگوی عالم مسیحی(ع) با امام باقر(ع) و مسلمان شدن او

امام صادق(ع) می ‏فرماید: هشام بن عبد الملک به والى مدینه نوشت که محمّد بن على را به شام بفرستد. امام صادق(ع) مى‏ فرماید: پدرم از مدینه خارج شد و من نیز به اتفاق پدرم خارج شدم تا به مدین، شهر حضرت شعیب رسیدیم. و در آن جا صومعه بزرگى دیدیم که در نزد درب آن، مردمى بودند که لباس هاى پشمى خشن بر تن داشتند. ما نیز مثل آنها لباس پوشیدیم و با آنها رفتیم و وارد صومعه شدیم. پیرمردى را دیدیم که از شدّت پیرى، ابروانش روى چشمانش افتاده بود. نگاهى به ما کرد و به پدرم گفت: از ما هستى یا از امت مرحومه؟ پدرم جواب داد: نه، بلکه از امت مرحومه هستم. پرسید: از عالمان آنهایى یا از جاهلان آنها؟ فرمود: از عالمان آنها. پیرمرد گفت: می ‏توانم پرسش هایى از تو بکنم؟ فرمود: هر چه مى خواهى بپرس. پرسید: به من بگو آیا وقتى که اهل بهشت از نعمت هاى بهشتى مى ‏خورند، از آنها چیزى کم مى ‏شود؟ جواب داد: خیر. پرسید: مثل و مانند آنها در دنیا چیست؟ فرمود: آیا تورات، انجیل، زبور و قرآن این گونه نیستند که هر چه از آنها استفاده شود، کم نمى‏شوند؟ آن مرد گفت: آرى، تو از عالمان هستى. سپس پرسید: آیا اهل بهشت به بول و غائط، نیاز پیدا مى ‏کنند. فرمود: خیر. پرسید: مثل آن در دنیا چیست؟ فرمود: جنین است در شکم مادر که مى‏ خورد و مى ‏آشامد و به بول و غائط، نیاز پیدا نمی ‏کند.

آن مرد گفت: راست گفتى. و سؤالات زیادى کرد و پدرم پاسخ داد تا این که پرسید: دو برادر، دو قلو به دنیا آمدند و در یک ساعت نیز مردند ولى یکى ۱۵۰ سال عمر کرد و دیگرى ۵۰ سال. اینها چه کسانى بودند؟ و داستانشان چه بود؟ پدرم فرمود: آن دو عزیر و عزره بودند که خداوند عزیر را در ۲۰ سالگى به پیامبرى مبعوث کرد و بعد او را صد سال میراند. سپس زنده کرد و سى سال دیگر نیز زندگى نمود و با برادرش در یک روز مردند.

در این هنگام پیرمرد غش کرد. و پدرم برخاست و از صومعه خارج شدیم. عده ‏اى از مردم دنبال ما آمدند و گفتند: پیرمرد شما را مى ‏خواهد. پدرم فرمود: ما با او کارى نداریم و اگر او با ما کارى دارد، نزد ما بیاید. برگشتند و پیرمرد را آوردند و در مقابل پدرم نشاندند. رو کرد به پدرم گفت: نامت چیست؟ فرمود: محمّد. پرسید: محمّد پیامبر؟ فرمود: خیر، بلکه پسر دخترش هستم. پرسید: نام مادرت چیست؟ فرمود: فاطمه. پرسید: پدرت کیست؟ فرمود: على. گفت: تو فرزند کسى هستى که در عبرانى اسمش «الیا» است و در عربى «على»؟ فرمود: آرى. پرسید: فرزند کدامیک از پسرانش هستى؛ شبّر یا شبیر؟ فرمود: شبیر.
در این هنگام پیرمرد، شهادتین را جارى ساخت و مسلمان شد.

امام باقر(ع)مؤسس مدرسه دینی

امام باقر(ع) در دوران امامت خویش، با وجود شرایط نامساعدی که بر عرصه فرهنگ اسلامی سایه افکنده بود، با تلاشی جدّی و گسترده، نهضتی بزرگ را در زمینه علم و پیشرفت های آن طراحی کرد. تا جایی که این جنبش دامنه دار به بنیان گذاری و تأسیس یک دانشگاه بزرگ و برجسته اسلامی انجامید که پویایی و عظمت آن در دوران امام صادق (ع) به اوج خود رسید.

دوران امامت امام محمّد باقر (ع) دورانى پر آشوب از جنگ بنى امیّه و بنى عبّاس بود، (اگر چه که عباسیّان پس از وفات امام باقر (ع) به روى کار آمدند) با این حال سکوت و آرامشى آکنده از خشم بر مردم حکم فرما بود و امام (ع) از این شرایط کمال استفاده را در جهت تربیت شاگرد و استحکام و گسترش تشیّع و انقلاب فرهنگى‏ نمود و در محضر خود بسیارى از دانشجویان و طالبان علم را از سرچشمه علوم امامت سیراب فرمود، و به تأسیس دانشگاه علوم اسلامى اقدام نمود و به همین دلیل به لقب باقر العلوم، یعنى شکافنده دانش ها ملقب گردید.

امام باقر(ع)و تربیت شاگردان

در زمان امام محمد باقر (ع) که مصادف با حکومت مروانیان بود، کشور اسلام بسیار وسیع و پهناور شد، اقوام و ملل گوناگونى به اسلام گرویده بودند، در این هنگام مسائل جدیدى در حوزه‏هاى دینى مسلمانان مطرح بود، تعدادى کتاب از زبان‏هاى مختلف ترجمه شده و مطالب جدیدى در میان مردم پخش می ‏شد و ایجاد شبهه می ‏کرد. در این هنگام حکومت مروانیان در اثر فساد از درون خراب و ضعیف و ناتوان شده بود، امام باقر (ع) از اوضاع و احوال استفاده کرد و حوزه بزرگى در مدینه تشکیل داد و شاگردان زیادى تربیت نمود، حکومت وقت هم چندان نیرومند نبود که جلوی مردم را بگیرد و امام (ع) را از تدریس و نشر احکام باز دارد. در حوزه درس امام باقر (ع) تعداد زیادى عالم و محدث از سراسر کشور پهناور اسلامى شرکت مى‏کردند، در وقت حج و عمره بر تعداد آنها افزوده مى‏گردید.

امام باقر(ع) و احادیث بر جای مانده از ایشان

با توجه به شرایط و موقعیت زمانی و مکانی که امام باقر(ع) و امام صادق (ع) در آن زندگی می کردند عدم تدوین کتاب در آن زمان امری موجه به حساب می آید، اما این احادیث تحت عنوان «اصول اربعمائة» سپس تحت عنوان «کتب اربعه» جمع آوری شده است و حر عاملی در کتاب وسائل الشیعة در ۳۰ جلد به صورت مبوّب بر اساس عناوین فقهی آن را جمع آوری نموده است ولی احادیث این کتاب ها به این دو امام بزرگوار اختصاص ندارد بلکه شامل احادیث همۀ ائمه نیز می شود اگر چه این دو امام سهم بیشتری از بقیۀ امامان در این کتاب ها دارند.

بیشترین تلاش امام باقر(ع) و امام صادق(ع) برای تبیین اصول دینی در زمان ضعف حکومت اموی و انتقال قدرت به عباسیان انجام پذیرفت. با وجود اینکه در این دورۀ زمانی، موقعیت مناسبی برای این دو امام بزرگوار پدید آمده بود تا به نشر معارف و تربیت هزاران شاگرد مبرز بپردازند، و هرچند بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز از محضر ایشان بهره‌مند شدند، اما به هر حال، موقعیتی همانند جایگاه امام علی(ع) برایشان به وجود نیامده بود و آنها می بایست در رفتار و گفتار خود به شیوه‌‌ای محتاطانه عمل نمایند، تا هم جان خود و شیعیان آنها به خطر نیفتد و هم موجب سوء استفادۀ یکی از طرفین درگیر نشود! بر این اساس، کمتر به ایراد خطبه‌های طولانی؛ همانند خطبه‌های امام علی(ع)؛ پرداخته و در بیشتر موارد، به پرسش های مردم پاسخ می فرمودند. جالب است بدانیم که امام باقر (ع) در موارد بسیاری، روایات خود را حتی با واسطه قراردادن راویانی همانند جابر، مستند به فرمودۀ پیامبر اکرم(ص) یا امیرالمؤمنین(ع) می نمودند، تا دیگر فرقه های اسلامی نیز، به آسانی آنها را بپذیرند.

ضرب سکه به دستور امام باقر(ع)

در قرن اوّل هجرى صنعت کاغذ در انحصار رومیان بود و مسیحیان آنجا روى کاغذ خود عبارت (پدر، پسر، روح القدس) را حک کرده بودند، عبد الملک مروان‏ خلیفه وقت وقتى از آرم کاغذها با خبر شد، ناراحت شد که چرا در مملکت اسلامى باید شعار کفّار رواج پیدا کند، پس دستور داد روى کاغذها سوره توحید را حک نمایند، کاغذهاى جدید انتشار یافت و خبر آن به قیصر پادشاه روم رسید، او بسیار ناراحت شد و در نامه‏اى به عبد الملک نوشت: اگر این نوشته ‏ها را از روى کاغذها بر ندارید، دستور می ‏دهم سکّه ‏هایى در روم ضرب کرده و روى آنها به پیامبر شما دشنام بنویسند تا آبرویى براى شما باقى نماند.

عبد الملک بسیار ناراحت شد، فورا جلسه‏اى تشکیل داد و از کارگزاران خود مشورت خواست، امّا هیچ نتیجه‏اى نگرفت، یکى از حضّار گفت: چاره مشکل به دست محمّد بن على (ع) است، عبد الملک فرستاده‏اى به مدینه در طلب امام فرستاد و از آن حضرت یارى طلبید. امام (ع) پس از رسیدن به شام به عبد الملک فرمود: قیصر صرفاً تهدید کرده و بدان که خداوند مانع او خواهد شد، امّا چاره کار این است که صنعت‏گران را جمع کرده و سکّه ‏اى ضرب کنید که یک سوى آن نام پیامبر (ص) و در سوى دیگر سوره توحید نوشته شده باشد، بدین ترتیب ما از سکّه رومیان بى ‏نیاز خواهیم شد، سپس وزن و اندازه سکّه را مقرّر فرمود و دستور داد نام شهر و تاریخ ضرب سکّه روى آن نوشته شود.

با این رهنمود خردمندانه، سکّه‏ هاى اسلامى زده شد و در سراسر مملکت اسلام منتشر گردید و معاملات فقط بر اساس آنها اعتبار یافت.قیصر از ماجرا با خبر شد و خود را در برابر عمل انجام شده دید، درباریان از او خواستند تهدید خود را عملى کند و سکّه‏ اى با دشنام به رسول خدا (ص) ضرب نماید، امّا او که مرد خردمندى بود، پاسخ داد: این عمل بیهوده است، چون در شهرهاى اسلامى دیگر پول ما رواج ندارد و آنها با سکّه‏ هاى خود معامله می کنند.

مشهد؛ ميزبان دومين همايش ملی سيره و معارف رضوی


دانشكده الهيات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، در روزهای 23 و 24 ارديبهشت ماه 1393 دومين همايش ملی سيره و معارف رضوی را برگزار می‌كند.


عباس جوارشكيان، دبير علمی دومين همايش ملی سيره و معارف رضوی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) با بيان اين مطلب اظهار كرد: گسترش روز‌افزون گرايش به معنويت و قوت گرفتن گفتمان معنويت‌خواهی و معنويت‌پژوهی در عصر حاضر، نشان دهنده بحران معنوی انسان معاصر و تهی‌دستی او از معارف الهی است و همين امر باعث شد تا سعی شود با برگزاری همايش در اين امر قدم خوبی برداشته شود.

وی درباره اهداف برگزاری اين همايش افزود: تبيين هرچه بيشتر ابعاد معنوی اسلام، اثبات پيوند ناگسستنی معنويت و ديانت، تبيين شاخصه‌ها و معيارهای تمييز معنويت اصيل از معنويت ادعائی از مهم‌ترين اهدافی است كه در برگزاری اين همايش مورد تاكيد قرار خواهد گرفت.

دبير علمی همايش اظهار كرد: در دومين همايش ملی سيره و معارف رضوی كه با موضوع «معنويت» در ارديبهشت ماه 1393 از سوی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار می‌شود از همه صاحب‌نظران و پزوهشگران، اصحاب انديشه و قلم، به ويژه فرهيختگان و دانش‌پژوهان حوزه و دانشگاه دعوت شده است به اين امر مهم اهتمام ورزيده و آثار پژوهشی خود را حول محورهای همايش تا تاريخ 15 اسفند سال جاری از طريق سايت به دبيرخانه اين همايش ارسال كنند.

تبيين معارف اسلامی و پاسخگويی به نيازهای مطرح جامعه و جهان اسلام

عضو هيئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد محورهای اين همايش را چنين معرفی كرد: مبانی معنويت اسلامی در آموزه‌های رضوی، جايگاه معنويت و شاخص‌ها و معيارهای آن در سبك زندگی اسلامی، روابط متقابل معنويت و عقلانيت اسلامی و آسيب‌شناسی جريان‌های معنويت‌گرا در پرتو آموزه‌های اسلامی به عنوان 4 محور اصلی همايش در اختيار شركت‌كنندگان جهت ارائه مقاله قرار گرفته است.

جوارشكيان خاطر نشان كرد: اين همايش دوسالانه بوده و با توجه به اينكه در اولين همايش محور همايش اقلانيت، معنويت و عدالت مورد توجه قرار گرفته بود اما به علت گستردگی و تخصصی بودن مبحث، مقالات ارسالی از كيفيت بالايی برخوردار نبود در همايش دوم سعی شده تنها به محوريت معنويت پرداخته و دو موضوع ديگر در همايش‌های بعدی مورد بحث قرار گيرد.

به گفته دبير همايش تبيين معارف اسلامی و پاسخگويی به نيازهای مطرح جامعه و جهان اسلام از مواردی است كه سعی خواهد شد در اين همايش به آن پرداخته شود.

جوارشكيان از علاقه‌مندان شركت در همايش خواست تا جهت ارسال مقالات خود به آدرس http://mrazavi.um.ac.ir/index.php مراجعه و طبق قوانين و دستورالعمل همايش نسبت به ارسال آثار خود اقدام كنند.

شرح ماجرای ازدواج علی(ع) و حضرت فاطمه(س) از زبان امام رضا(ع)

شرح ماجرای ازدواج علی(ع) و حضرت فاطمه(س) از زبان امام رضا(ع)
کدام فرشته خطبه عقد حضرت زهرا(س) را خواند

خبرگزاری فارس: حضرت على(ع) فرمود: تصمیم به ازدواج گرفتم، ولى جرأت نمى‌کردم به حضرت رسول(ص) عرض کنم تا اینکه روزى بر حضرت وارد شدم و آن حضرت‌ فرمود: آیا میل و رغبتى به ازدواج دارى؟

خبرگزاری فارس: کدام فرشته خطبه عقد حضرت زهرا(س) را خواند

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، نخستین روز از آخرین ماه سال قمری، سالروز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچ‌گاه مانند آن در تاریخ تکرار نشد. علی علیه‌السلام، پیشوای پارسایان با فاطمه علیهاالسلام، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت.

برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛ همچنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار شد، اول ذیحجه، روزی مبارک برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی داده‌اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند.

و چه زیباست که امامی معصوم از فرزندان آن حضرت به روایت این ازدواج پر خیر و برکت بپردازد، در ادامه شرح ماجرای پیوند آسمانی یار نبی با یاس نبی از زبان امام رضا علیه‌السلام می‌آید:

 

*شرح ماجرای ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) از زبان امام رضا(ع)

حضرت رضا(ع) فرمود: پدرم از پدرش جعفر بن محمّد و آن حضرت از پدر خود از جدّ بزرگوار خویش(ع) نقل فرمود که:

حضرت على(ع) فرمود: تصمیم به ازدواج گرفتم، ولى جرأت نمى‌کردم، این‌ مطلب را به حضرت رسول(ص) عرض کنم و مدتى این موضوع شب و روز در فکرم بود تا اینکه روزى بر حضرت رسول(ص) وارد شدم و آن حضرت‌ فرمودند: اى علی!

عرض کردم: بفرمایید اى رسول خدا!

فرمود: آیا میل و رغبتى به ازدواج دارى؟

عرض کردم: رسول خدا خود داناتر است -و گمان بردم ‌حضرت یکى از زنان قریش را به عقد من درآورند- و من از اینکه فرصت ازدواج‌ با فاطمه را از دست دهم، نگران بودم و متوجّه نشدم که چه شد که حضرت مرا صدا زدند و در خانه ام‌سلمه به خدمتشان رسیدم.

وقتى به من نگاه کردند، چهره‌شان درخشید، تبسّمى فرموده به گونه‌اى که سفیدى دندان‌هایشان را که ‌مى‌درخشید دیدم، حضرت به من فرمودند: اى على! مژده! چرا که خداوند مسأله ازدواج تو را که فکر مرا مشغول کرده بود، خود به عهده گرفت.

گفتم: قضیه چیست یا رسول اللّٰه!؟

حضرت فرمودند: جبرئیل با سنبل و قرنفل بهشتى‌ نزد من آمد و آن‌ها را به من داد، من آن دو را گرفتم و بوییدم و گفتم: اى جبرئیل! این سنبل و قرنفل را به چه مناسبت آورده‌اى؟

او گفت: خداوند تبارک و تعالى‌ ملائکه ساکن بهشت و نیز سایر ساکنین آن را امر فرموده که تمام بهشت‌ها را با تمام درخت‌ها و رودخانه‌ها و میوه‌ها و قصرهایش آذین بندند و به بادهاى‌ بهشتى دستور داده تا با بوى انواع عطر بوزند و حورالعین را به خواندن‌ سوره‌هاى «طه»، «طس»، «شورى» و سوره‌هایى که با «طسم» شروع‌ مى‌شود امر فرمود و به یک منادى دستور داد که چنین جار بزند:

اى ملائکه من و اى ساکنین بهشت من! شاهد باشید که فاطمه دختر محمّد را به عقد على بن ابى‌طالب در آوردم و به این کار راضى و خشنودم، این دو از یک دیگرند.

سپس ‌خداوند تبارک و تعالى به ملکى از ملائکه بهشت به نام راحیل - که در بلاغت‌ هیچ یک از ملائکه به پاى او نمى‌رسند- امر فرمود که خطبه بخواند، او نیز خطبه‌اى خواند که اهل آسمان و زمین چنین خطبه‌اى نیاورده بودند، سپس به ‌یک منادى دستور داد تا چنین جار بزند:

اى ملائکه من و اى ساکنین بهشت من! به على بن ابى‌طالب حبیب محمّد و فاطمه دختر محمّد تبریک بگویید، چه‌ اینکه من براى آنان خیر و برکت قرار دادم.

راحیل گفت: برکت تو بر آن دو بیشتر از آنچه ما در بهشت و منزلت براى آنان مشاهده کردیم نیست؟

خداوند فرمود: اى ‌راحیل! از جمله برکت من بر آن دو این است که آنان را بر محبّت خودم، با هم‌ همراه مى‌کنم و حجّت خود بر مردم قرارشان مى‌دهم و قسم به عزّت و جلالم ‌که از آن دو، نسل و فرزندانى به وجود خواهم آورد که در زمین گنجینه‌داران و معادن حکمت خود قرارشان خواهم داد، بعد از پیامبران، آنان را حجّت بر مردم قرار مى‌دهم.

پس مژده بده اى علىّ! که من نیز، همچون خداى رحمان، دخترم فاطمه را به ازدواج تو درآوردم و آنچه را که خداوند براى او پسندید، من نیز پسندیدم.

حال دست همسر خود را بگیر که تو از من نسبت به او سزاوارترى، جبرئیل ‌به من خبر داد که بهشت و اهل آن، مشتاق شما دو نفرند و اگر خداوند تبارک ‌و تعالى نمى‌خواست از نسل شما حجّتى بر خلق برگزیند، خواسته بهشت و اهل بهشت را در مورد شما دو نفر اجابت مى‌فرمود، پس تو چه خوب برادر و چه خوب داماد و چه خوب همدمى هستى و رضایت خدا براى تو کافى است و از رضایت هر کس دیگر بهتر است.

حضرت على(ع) گفت: «رَبِّ أَوْزِعْنِی‌أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ اَلَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَ‌»؛ پروردگارا! مرا بر آن دار که شکر نعمتى که‌ به من دادى، به جاى آرم، حضرت رسول(ص) نیز آمین گفتند.

منبع: عیون اخبار الرضا(ع)

پاداش زيارت امام رضا (ع) از زبان فرزندش

 پاداش زيارت مزار امام معصوم جزاي اخروي است.

 امامان معصوم (ع) خود ضامن عقبي براي مومنان هستند.

شيخ صدوق، از عبدالعظيم حسني، از ابوجعفر محمد بن علي الرضا (امام جواد) (ع) روايت كرده كه فرمودند: من براي آن كس كه پدرم (ع) را در طوس زيارت كند در حالي كه حق او را بشناسد از سوي خداوند متعال بهشت را ضمانت مي‌كنم.

منبع حديث:
عيون اخبار الرضا (ع)، ج ۷، ص ۲۵۶.
پاداش زيارت امام رضا (ع) از زبان فرزندش
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۰
پاداش زيارت مزار امام معصوم جزاي اخروي است.


توصیف حج از منظر امام رضا(ع)


توصیف حج از منظر امام رضا(ع)

«محمد بن سنان» گوید: «از امام على بن موسى‏ الرضا (علیه السلام) طى نامه‏ اى مسائلى را از جمله درباره حج پرسیدم كه امام آن را پاسخ دادند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، «محمد بن سنان» گوید: «از امام على بن موسى‏ الرضا (علیه السلام) طى نامه‏ اى مسائلى را پرسیدم كه امام آن را پاسخ دادند. از جمله درباره حج چنین نوشتند:

«فلسفه حج ورود در میهمانى خداى بزرگ و طلب رحمت افزون‏تر و خروج از معاصى و گناهان و توبه از گذشته اعمال و انتخاب راه و روش صحیح براى آینده است. و نیز در سفر حج، اموال خرج مى‏ شود، بدن‌ها به رنج مى‏ افتد و لذات و شهوات نفسانى مهار مى‏ گردند و بدینسان حج‏ گزاران با این عبادت به خداى بزرگ تقرب مى ‏جویند و سر تسلیم و خضوع و ذلت و انكسار در برابر او فرود مى ‏آورند. و در سرما و گرما و در حال آرامش و امنیت و یا بیم و هراس، راه مى‏ پویند و قرب حق را مى‏ جویند.

افزون بر این در این عبادت جمعى، همه مردم سود مى‏برند و با رغبت و رهبت به سوى خداى سبحان روى مى ‏آورند. و از آثار دیگر آن، رهایى از قساوت قلب و خساست نفس و نسیان ذكر خدا و نومیدى از خیر و دل بستن به رحمت او و تجدید حقوق و دور نگهداشتن نفس از فساد است. و همه كسانی كه در شرق یا غرب یا در دریا و خشكى‏ اند چه حج‏ گزاران و چه غیر آنها از تاجر و پیله‏ ور، فروشنده و خریدار و كاسب و مستمند بهره ‏مند مى‏ گردند و در تأمین حوائج ساكنان اطراف و نواحى دیگر سرزمین ‏ها كه مى ‏توانند در موسم گرد آیند مى‏ كوشند. این است كه خداوند مى‏ فرماید: «لیشهدوا منافع لهم.»

امكان خريد اينترنتی نرم‌افزار كتابخانه امام رضا(ع)


 نرم‌افزار كتابخانه امام رضا(ع) به دو زبان فارسی و عربی به همت مركز تحقيقات كامپيوتری علوم اسلامی منتشر شد.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، نرم‌افزار كتابخانه امام رضا(ع)، مشتمل بر متن كامل ۱۱۶ عنوان كتاب در ۴۸۹ جلد كتاب به دو زبان فارسی و عربی مرتبط با امام رضا(ع) در 13 موضوع به همت مركز تحقيقات كامپيوتری علوم اسلامی منتشر شده است.

معصومين(ع)، سيره و زندگينامه، احاديث و روايات (فقه، اخلاق و بهداشت)، ادعيه و زيارات، اصحاب و راويان، اشعار و مدايح، فضايل، مناقب و كرامات، تاريخ عباسيان، تواريخ عمومی، جغرافيا، تراجم، كتابشناسی از موضوعات اين نرم‌افزار به‌شمار می‌رود.

جستجوی ساده و پيشرفته در متن و فهرست كتب برنامه، متن كامل قرآن كريم با ترجمه فارسی به همراه امكان جستجو در آيات، متن كامل ۱۰ دوره لغت‌نامه فارسی و عربی در ۶۲ جلد با قابليت جستجو، قابليت‌های متنوع پژوهشی و يادداشت‌برداری، ذخيره، ويرايش و چاپ متن از قابليت‌های اين نرم‌افزار به‌شمار می‌روند.

علاقه‌مندان می‌توانند برای خريد اينترنتی نرم‌افزار كتابخانه امام رضا(ع) به نشانی اينترنتی www.noorsoft.org مراجعه كنند.
برای خريد اين نرم‌افزار اينجا را كليك كنيد!

ترويج معارف الهی تنها راه مبارزه در ميدان جنگ نرم است    

  قاسمی، دبير جشنواره بين‌المللی وبلاگ‌نويسی رضوی گفت: در عرصه جنگ نرم، تنها راه حركت و مبارزه، ترويج معارف الهی و اهل بيت(ع) در فضای مجازی است.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، آيين پايانی جشنواره بين‌المللی وبلاگ‌نويسی رضوی، پيش از ظهر امروز، ششم مهرماه با حضور مهدی قاسمی، دبير جشنواره و فرمانده سپاه ناحيه بسيج ولی‌عصر(عج)، حجت‌الاسلام گواهی، نمايندگی ولی فقيه در سپاه حضرت رسول(ص) و جمعی از فعالان فضای مجازی در ايوان شمس تهران برگزار شد.

فرمانده سپاه ناحيه بسيج ولی عصر(عج)طی سخنانی با اشاره به جنگ نرم اظهار كرد: در عرصه جنگ نرم، تنها راه حركت و مبارزه، ترويج معارف الهی و اهل بيت(ع) است. بسيج پس از جنگ سخت، رسالت فرهنگی و علمی را در دستور كار خود قرار داد كه جهاد علمی، فرهنگی، معنوی، معرفتی و بصيرتی است و سلاح را تبديل به قلم كرد و عرصه نبرد را تغيير داد.

وی بيان كرد: برای نخستين بار، بسيج در عرصه وبلاگ‌نويسی و مقاله‌نويسی با موضوع سيره اهل بيت(ع) گام برداشته و با مشاركت بنياد فرهنگی امام رضا(ع)، چنين جشنواره‌ای را برگزار كرده است.

دبير جشنواره بين‌المللی وبلاگ‌نويسی رضوی تصريح كرد: ايرادات بسياری داشتيم اما از ايرادات و اشتباهات نمی‌هراسيم بلكه با بهره‌گيری از كارشناسان مربوط و مشورت گام‌هايی را برداشته‌ايم و اميدواريم كه بتوانيم اين كار را توسعه دهيم و امروز كه مقارن با هفته دفاع مقدس است، همه پيروزی‌ها را مديون آقا امام رضا(ع) می‌دانيم.

وی افزود: ايران در 200 سال گذشته، بيش از يك ميليون و 200 متر آن به اجانب واگذار شد چرا كه منهای اسلام بود. جزاير بحرين، كشورهای شمالی، شمال شرقی همه متعلق به ايران بود. آنها برای حفظ قدرت، خاك را واگذار كردند.

ما مديون امام و شهدا هستيم

قاسمی اظهار كرد: امروز كه اسلام، فرهنگ عاشورا، انتظار فرج و ولايت حاكم شد، هشت سال نبرد در برابر تمام دنيا داشتيم و پيروزی‌هايی را حاصل كرديم و دريغ از دادن يك وجب خاك به بيگانگان. ما مديون امام و شهدا هستيم. اگر امام نبود معلوم نبود كجا هستيم و چه وضعيتی داشتيم. چنين وضعيتی را در مصر شاهد بوديم كه به دليل نداشتن مكتب تشيع و امام، نتوانستند پيروزی را حاصل كنند.

وی يادآور شد: اميدواريم در اولين مسير هيچگاه از سيره اهل بيت(ع) جدا نشويم و دفاع از ارزش‌ها و ترويج اهل بيت و سيره مكتب زندگی اهل بيت را مدنظر داشته باشيم.

دبير جشنواره بين‌المللی وبلاگ‌نويسی رضوی تصريح كرد: اين جشنواره با موضوعاتی همچون سبك زندگی و سيره امام رضا(ع)، حماسه سياسی در بيانات امام رضا(ع)، امام رضا(ع) و بيداری اسلامی و امام رضا(ع) و اقتصاد مقاومتی برگزار شد كه در طول برگزاری آن اتفاقاتی همچون تشكيل ستاد و كميته‌های مربوط به جشنواره از 20 مردادماه، تنظيم تفاهم‌نامه ميان فرماندهی ناحيه و مديرعامل بنياد، ساخت لوگوی جشنواره به سه زبان انگليسی، عربی و فارسی و طراحی پوستر، ارسال پوستر و شرايط شركت در وبلاگ‌نويسی به 1204 ايميل خبرگزاری و سايت، ايجاد صفحه‌ای محتوای جشنواره در سايت فيس بوك، برگزاری 37 جلسه محتوايی، انجام تبليغات تلويزيونی و مصاحبه‌های راديويی و هماهنگی برای برگزاری آيين پايانی رخ داد.

شرکت 371 وبلاگ و مقاله داخلی و خارجی در جشنواره وبلاگ‌نویسی رضوی

وی افزود: 371 وبلاگ و مقاله داخلی و خارجی به دبيرخانه ارسال شد و تمامی وبلاگ‌ها در دو مرحله فنی و محتوايی ارزيابی شد و در نهايت هشت وبلاگ برتر شناخته و سه وبلاگ به توضيح مقالات خواهند پرداخت.

قاسمی اظهار كرد: بهترين ابزار، فضای مجازی است و می‌توانيم در اين قالب معارف را ترويج و توسعه دهيم. می‌توان وبلاگ‌ها و وب‌سايت‌ها را فعال كرد تا سيره اهل بيت(ع) در فضای مجازی گسترش يابد.

در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمين عبدالعلی گواهی، نمايندگی ولی فقيه در سپاه حضرت رسول‌الله اظهار كرد: بيش از 370 وبلاگ‌نويس از داخل و خارج شركت كرده بوند كه از ميان آنها هشت وبلاگ برتر شناخته شد. در اين ميان مقالات بين‌المللی از كشورهای مختلف به چشم می‌خورد كه البته نبايد بر آنها در ارزيابی‌ها سخت گرفت چرا كه آنها با منابع اندك و امكانات پايين ارادت خود را به امام رضا(ع) نشان داده‌اند. به هرحال در ايران منابع بسيار است و وبلاگ‌نويسان می‌توانند مقالات جامعی را توليد كنند.

وی افزود: آستان قدس رضوی از ابتدای انقلاب اسلامی تا كنون 15 كنگره درباره امام رضا(ع) برگزار كرده است كه نتيجه هر كنگری برابر با نگارش 15 كتاب است. بنابراين در كشور شاهد منابع ارزشمندی هستيم.

حجت‌الاسلام احرابی، امام جماعت مسجد خليل‌الله، در پايان به بيان خاطرات پرداخت. همچنين نفرات اول تا سوم به ترتيب غلامرضا زينلی، سيدعلی اكبر زمانی و محمدرضا زينلی به توضيح وبلاگ‌ و مقالات خود پرداختند.

برگزیدگان هشتمین جشنواره بین المللی وبلاگ نویسی رضوی

صبح امروز ۶ مهر ماه ۱۳۹۲ مراسم اختتامیه هشتمین جشنواره بین المللی وبلاگ نویسی رضوی همزمان با شب زیارتی امام رضا (ع) برگزار گردید.

در این مراسم که با حضور مقامات کشوری و لشکری، وبلاگ نویسان، برگزیدگان و عموم علاقه مندان برگزار گردید از هشت برگزیده بخش ملی تقدیر به عمل آمد.

به گزارش فارسی مچ، در ابتدای مراسم و پس از تلاوت آیات قرآن مجید، سرود جمهوری اسلامی ایران و قرائت دسته جمعی صلوات خاصه حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)، جناب آقای دکتر قاسمی دبیر علمی جشنواره توضیحاتی را راجع به نحوه ی برگزاری و مراحل اجرایی جشنواره ذکر نمودند.

دبیر علمی هشتمین جشنواره بین المللی وبلاگ نویسی رضوی افزود: بیش از ۳۷۰ وبلاگ از داخل و خارج از کشور در این جشنواره شرکت کرده اند که از میان آن ها ۸ اثر به عنوان اثر برگزیده از نظر فنی و محتوایی انتخاب شدند.

وی از تقارن اختتامیه این جشنواره با هفته دفاع مقدس ابراز خشنودی کرد و گفت هم اکنون عرصه فرهنگی است و جنگ نرم و تهدیدات فرهنگی موجب این شده است که عقیده و ایمان جوانان سست شود و شاهد تغییر سبک زندگی هستیم.

در ادامه حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای گواهی، نماینده ولی فقیه در سپاه محمد رسول الله(ص) تهران بزرگ  با اشاره به فضیلت شب ۲۳ ذیقعده، شبی که مخصوص زیارت امام رضا(ع) است، از تقارن این شب با اختتامیه این جشنواره ابراز خشنودی کرد و سپس به تشریح سبک زندگی، حماسه سیاسی، اقتصاد مقاومتی و بیداری اسلامی در سیره  امام رضا(ع) پرداخت. وی در خصوص سیره حضرت، در مسائل سیاسی گفت: باید به رفتار امام با مامون توجه کرده و از آن درس گرفت. مامون گمان کرد که امام را در پذیرش ولیعهدی فریب داده است در حالی که امام با علم کامل به موضوع، در نهایت ولیعهدی را پذیرفت.

حجت الاسلام گواهی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون سبک زندگی اظهار داشت: نیاز است سبک زندگی براساس سبک زندگی اهل بیت ترویج پیدا کند چرا که هرچه بشر نیاز داشته است اهل بیت پاسخ الهی گفته اند. وی افزود: مومن باید ۳ نشانه داشته باشد. یک نشانه از خدا که پوشیدن اسرار است، یک نشانه از پیغمبر(ص) که مدارا با مردم است و یک نشانه از ائمه خدا که صبر در مقابل سختی ها است.

در پایان متن بیانیه هیئت داوران جشنواره توسط حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای زمانی قرائت گردید، ایشان با اشاره به سنجه های داوری در دو بخش محتوایی و فنی، افزودند قطعا کسانی که در حوزه رسانه های دیجیتال مهارت دارند در صورت عدم ورود به این حوزه مسئول خواهند بود.

حجت الاسلام و المسلمین زمانی، مدیر حوزه ی علمیه حضرت موسی ابن جعفر (ع)، با ابراز خرسندی از ورود بسیج به حوزه ی وبلاگ نویسی افزود حوزه ی علمیه آمادگی کامل برای همکاری را دارا می باشد.

در پایان مراسم از هشت برگزیده بخش ملی جشنواره با حضور نماینده ولی فقیه در سپاه محمد رسول الله(ص)، معاونت قرارگاه فضای مجازی سپاه محمد رسول الله(ص) تهران، فرمانده ناحیه حضرت ولی عصر(عج)، نماینده ولی فقیه در این ناحیه و با اهدای تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ نقدی تقدیر به عمل آمد، یادآور می شویم در بخش بین المللی هیئت داوران جشنواره هیچ اثری را حائز کسب رتبه ندانست.


بر اساس نظر هیئت داوران در بخش ملی وبلاگ emamereza.blogfa.com  با کسب ۱۶۴/۵ امتیاز رتبه اول، وبلاگ neginetoos.mihanblog.com با کسب ۱۶۰/۸۳ امتیاز رتبه دوم، وبلاگ imamreza-en.blogfa.com با کسب ۱۵۵/۵ امتیاز رتبه سوم ، وبلاگ behesht8.mihanblog.com با کسب ۱۴۷/۵ امتیاز رتبه چهارم، وبلاگ mahzereza.blogfa.com با کسب ۱۴۳ امتیاز رتبه پنجم، وبلاگ  suneight.mihanblog.com با کسب ۱۳۸/۵ امتیاز رتبه ششم، وبلاگ با کسب ۱۳۴/۵ امتیاز رتبه هفتم و وبلاگ beheshte8.blogfa.com با کسب ۱۳۱/۵ امتیاز رتبه هشتم جشنواره را کسب نمودند.

حسن ختام مراسم همراه بود با همخوانی اشعاری راجع به امام رضا (ع) و دفاع مقدس.

زندگی به سبک امام رضا (علیه السلام)


این مرقومه شرح حالی مختصر از زندگانی انسانی شریف از تبار رسول‌الله است که رفتار محترمانه و مهربانانه او با مردم زبانزد خاص و عام است.


به نقل از الف، خورشید فروزان آسمان ولایت، امام هشتم شیعیان حضرت علی بی موسی الرضا(علیه السلام)؛ بنا به روایات معتبر ایشان در روز یازدهم ذیقعده سال 148ق در مدینه متولد شدند. مادربزرگوارشان «تکتم» نام داشت که بعد از تولد حضرت، از طرف امام کاظم(علیه السلام) طاهره نام گرفت. نام مادر حضرت را «نجمه» نیز گفته‌اند.

نام امیرالمومنین، کنیه ایشان ابوالحسن الثانی و لقبشان رضاست. امامت ایشان در سال183 در سن 35سالگی آغاز شد و 19 یا 20سال به طول انجامید.

در رابطه با کرامات و ویژگی های شخصیتی ایشان روایات  زیادی در تاریخ آمده است. احمد بن عمر حلاّل می گوید: مردی به نام أخرس در مکه بود که پی در پی نام شریف امام هشتم(علیه السلام) را به زبان جاری می کرد و به دنبالش فحش و ناسزا می گفت. من وارد شهر مکه شدم و یک کارد برنده خریدم و او را نشان گرفتم تا در اولین فرصت او را به قتل برسانم. همین که سر راهش ایستاده بودم تا به محض مشاهده او را بکشم ناگاه نامه ای از حضرت امام رضا(علیه السلام) به من رسید که در آن نوشته شده بود که: « تو را به حق من بر تو، متعرض أخرس مشو پس بدرستی که خداوند تعالی، ثقه و معتمد من است و او را کافی است.»

مهم ترین ویژگی های امام هشتم(علیه السلام)

پرهیز از دنیا و ساده زیستی، برجسته‌ترین صفات امام رضا(علیه السلام) بود. تمام راویان متفق القولند که وقتی آن حضرت ولیعهد مأمون شدند هیچ توجهی به جنبه ی قدرت و عظمت آن نداشتند. امام هشتم(علیه السلام) که دوست و دشمن توان انکار شخصیت ملکوتی او را ندارند چند ویژگی خیلی مهم دارند؛

اول اینکه راضی و رضا هستند؛ یعنی زود می‌گذرند. امام جواد علیه السلام می فرماید: « خدا پدرم را "رضا" نامیده، چون که پسندیده خدا در آسمان بود و رسول خدا و أئمه هدی در زمین از او خوشنود بودند». عرضه داشتند؛ آیا همه پدران گذشته شما پسندیده خدا و رسول و ائمه نبودند، فرمود: چرا. پرسیدند: پس چرا تنها آن حضرت "رضا" نامیده شد، فرمود: "زیرا همان گونه که دوستان و موافقان وی از حضرت راضی بودند، دشمنان و مخالفان نیز از او راضی بودند. چنین ویژگی برای هیچ کدام از پدران حضرت وجود نداشت، و بدین سبب است که میان آنان، حضرت "رضا" نامیده شده است.

دوم اینکه عالم آل‌محمد(ص) هستند؛ امام هشتم .ع. همچون نیاکان بزرگوارشان، از مقام علمی ‌بسیار والایی برخوردار بودند، تا آنجا که ایشان را عالم آل‌محمد(علیه السلام) لقب داده‌اند. بیست و چند سال بیشتر نداشتند که در مسجد رسول‌ا...(ص) به فتوی می‌نشستند. علمشان بی‌کران و رفتارشان پیامبرگونه و حلم و رأفت و احسانشان شامل خاص و عام بود. دورانی که امام رضا(علیه السلام) در آن زندگی می‌کردند عصر شکوفایی علم و سرازیر شدن علوم مختلف ملت‌ها و تداخل فرهنگی مردمان آن روزگار بود. در این زمان پیشرفت علوم باعث پیدایش افکار و عقاید انحرافی و مشرب‌های فکری گوناگون کلامی ‌و فلسفی شده بود که همین امر چالشی جدی در برابر عقاید و آموزه‌های ناب اسلامی ‌و شیعی به‌شمار می‌رفت. امام رضا(علیه السلام) با درک این خطرات و تهدیدها از فرصت پیش‌آمده نهایت بهره‌برداری را کردند و به روشنگری‌های فراوان در زمینه تبیین عقاید اسلامی و نمایاندن راه مستقیم الهی دست زدند.

سوم ایشان امام رأفت و مهربانی هستند؛ یاسر خادم امام(علیه السلام) می گوید: آن بزرگوار به ما فرموده بود اگر بالای سرتان ایستادم و شما به غذا خوردن مشغول بودید برنخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می افتاد که امام ما را صدا می کرد، و در پاسخ او می گفتند به غذا خوردن مشغولند و آن حضرت می فرمود: بگذارید غذایشان تمام شود.

زندگی به سبک امام رضا علیه السلام

بر شمردن ویژگی های اخلاقی حضرت کار بسیار بزرگی است که از عهده چنین قلم و کلامی بر نمی آید.  در کتاب «اهل‌بیت عرشیان فرش‌نشین» در مورد ایشان آمده است؛ « امام‌رضا(علیه السلام) کسی را با عمل و سخن خود نمی‌آزرد، تا حرف مخاطب تمام نمی‌شد سخنش را قطع نمی‌کرد. هیچ نیازمندی را مأیوس باز نمی‌گرداند. در حضور میهمان به پشتی تکیه نمی‌داد و پای خود را دراز نمی‌کرد. هرگز به غلامان و خدمه دشنام نمی‌داد و با آنان می‌نشست و غذا می‌خورد. شب‌ها کم می‌خوابید و قرآن بسیار می‌خواند. اکثر شب‌هایش را از سر شب تا صبح بیدار بود. شب‌های تاریک در مدینه می‌گشت و مستمندان را کمک می‌کرد. در تابستان بر حصیر و در زمستان بر پلاس زندگی می‌کرد. نظافت را در هر حال رعایت می‌فرمود و عطر و بخور بسیار به کار می‌برد. جامه ارزان و خشن می‌پوشید، ولی در مجالس و برای ملاقات‌ها و پذیرایی‌ها لباس فاخر در بر می‌کرد. غذا را اندک می‌خورد و سفره‌اش رنگین نبود. در هر فرصت مقتضی، مردم را به وظایفشان آگاه می‌کرد»

کانون مهر و عاطفه به مردم

امام رضا(علیه السلام) کانون مهر و عاطفه به مردم و مظهر عشق و محبت به آنان بود. از این رو، در زیارتنامه آن حضرت یکی از ویژگی‌هایش رأفت و مهربانی یاد شده است و چنین می‌خوانیم؛ «السلام علی‌الامام الرئوف»، سلام و درود بر امام و پیشوای با رأفت و مهربان (مفاتیح‌الجنان). به‌راستی باید گفت این لقبی است که از سوی پروردگار به آن بزرگوار عنایت شده است. مهربانی، محبت و رافت آن حضرت بر کسی پوشیده نیست. ایشان یاور درماندگان و پناه بی پناهان بود؛ چه بسا یتیمانی که گرمی ‌دست او را بر سر و صورت خود احساس کرده‌اند و چه بسیار مستضعفان و گرفتارانی که در سایه یاری رساندن‌های او به خیری دست یافتند.

از هزار واندی سال پیش که قلب نازنین امام ابوالحسن‌الرضا(علیه السلام) از تپش ایستاد و از آن لحظه که پیکر پاکش را به آغوش خاک تیره سپردند و شیعیان و دوستداران حضرتش گرداگرد قبر مطهرش بی‌قرار در مدار عشق او جاودانه می‌گردیدند تا به امروز، حضور مبارکشان در ایران و وجود مرقد مطهر و بارگاه ملکوتی ایشان در ارض اقدس رضوی همواره مایه برکت و مباهات مردم ایران زمین بوده و این نعمتی بس بزرگ برای ایرانیان است که کسی در این میان نتواند «از عهده شکرش به درآید». همسایگی و مجاورت ایرانیان با امام مهربانی‌ها و عالم آل‌محمد حضرت رضا(علیه السلام) توفیق و نعمتی است که بی‌شک خداوند متعال از چگونگی بهره‌مندی ما از این فرصت در روز قیامت سئوال می‌کند. مگر نه این است که براساس آموزه‌های دینی ما همسایه بر همسایه حقی دارد که باید نسبت به ادای آن اهتمام ورزد؟ پس اکنون که ایرانیان در همراهی با بهترین همسایه توفیق داشته‌اند باید فرهنگ رضوی را در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی خود جاری سازند و خود را در محضر امام ببینند و رفتار و گفتار و کردار خویش را با آموزه‌های رضوی همسو و هماهنگ کنند و بر خود ببالند که امروز سایه امام هشتم(علیه السلام) بر سرزمین ایران و بر دل ایرانیان مستدام است:

سزد که بر سر خورشید سایه اندازیم
کنون که سایه شمس‌الشموس بر سر ماست

سبک زندگی امام رضا(ع) را با دقت بخوانیم

خسرو معتضد:

سبک زندگی امام رضا(ع) را با دقت بخوانیم

معاونت تبلیغات آستان قدس رضوی کار زیبا و مفیدی انجام داده و به وسیله چاپخانه روزنامه قدس کتابی در یک میلیون نسخه با عنوان سبک زندگی منشور زندگی در منظر امام رضا(ع) نشر داده و همه جا توزیع کرده است. نسخه‌ای از این کتاب به دست من رسید.

در این کتاب رهنمودهای انسانی ارزشمندی به مسلمانان داده شده که ای کاش مردمی که خود را شیفته و واله و عاشق امام هشتم(ع) می‌دانند، مطالب این کتاب را به دقت می‌خواندند و پیش روی خود و افعال و گفتار و پندارشان می‌نهادند. در این کتاب 98 صفحه‌ای صرفنظر از دستورهای اسلامی درسهایی برای اداره امور جامعه و نیز زندگی شخصی و خانوادگی داده شده است. مثلاً فرموده‌اند: کسی که علم ندارد نباید از یادگیری شرم کند.
ولی می‌بینیم بسیاری از مدیران از صفر کیلومتری شروع می‌کنند و با اعتماد به نفس کاذب، پستهایی را که با سرنوشت مملکت و هموطنان سرو کار دارد، می‌پذیرند. شکیبایی در تحمل سختی‌ها را تأیید و تأکید می‌کنند، اما با کوچکترین ناملایمتی فریاد به فغان برمی‌دارند. اجتناب از رذایل و زشتی‌های اخلاقی را لازم می‌دانند، اما صفحه خط قرمز قدس را بخوانید تا ببینید رذالت و کلاهبرداری و اختلاس و خیانت در امانت و متأسفانه چشم بد به ناموس دیگران داشتن چه فجایعی به وجود می‌آورد.

کار کردن را تشویق می‌کنند، اما اغلب افراد منتظرند از هر راهی ولو حرام نقدینه به دست آورند. بی تحرکی و سستی و تنبلی را می‌نکوهند، اما امروز می‌بینید به جای کار و تلاش و تولید، دلالی و کارهای انگلی و بی مصرف بودن و گرانفروشی و حقه بازی و بدون کار، رانت خواری تا چه حد اشاعه یافته است. امام بهترین ثروت را سرمایه‌ای می‌دانند که آبرو و حیثیت با آن محفوظ باشد، اما می بینید که چقدر آدمهای با اسم و رسم با بی آبرویی اختلاسهای بزرگ انجام می‌دهند وچهره متهمان هم خط خطی می‌شود که آبرویشان نرود و بعدا دوباره روز از نو، روزی از نو!

خست و تنگ نظری در خرج و مصرف زیاد هر دو را بد می‌دانند، اما ملاحظه می‌کنید میلیاردرهای مفت به ثروت رسیده این مملکت که اتومبیل کره‌ای و ژاپنی خانوادگی را با قیمت ارزان وارد کرده پس از تأدیه حقوق وعوارض گمرکی شش برابر بهای اتومبیل برای خود سود برمی‌دارند چقدر خسیس‌اند که یک بیمارستان و یک درمانگاه یا هنرستان صنعتی و مدرسه درست نمی ‌کنند و از آن طرف میلیون میلیون برای خود خرج می‌کنند و مقابل چشم مردم گرسنه اپتیما و سانتافه و پورشه و مازارتی وارد می‌کنند، و اتومبیل سواری مانند فیل سواری در هند پرچم خاص برخی خاصان شده است.
امام بزرگوار خوشبویی و نظافت بدن را توصیه می‌فرمایند، ولی عده‌ای از مردان و زنان، گویی اسلام را با رهبانیت در قرون وسطی اشتباه گرفته‌اند، لطیف نبودن و چرکناک و بدبو بودن را بر پاکیزگی ترجیح می‌دهند و وزارت نیرو هم آنقدر بهای آب را حتی برای گرمابه‌ها که افراد فقیر و کم درآمد و مهاجرین به آن‌ها می‌رفتند و بدنی می شستند گران کرده که اغلب روایح مکروه در خیابانها استشمام می شود.

امام بر بهداشت دهان و دندان تأکید داشتند. اما یک خمیردندان حسابی بهایی حدود 10هزار تومان دارد و خدا نکند انسان سراغ دندانپزشکی برود که چنان مخارج سنگینی دارد که مردم ترجیح می‌دهند دهان‌شان بویناک و دندانهایشان خراب باشد و فساد دندان به قلب بزند، اما متحمل آن همه هزینه نشوند.

امام تفریح و نشاط و شادمانی را نیاز بشر می‌دانند و می‌فرمایند از لذایذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راه مشروع برآورید. می‌فرمایند ساعتی را هم برای لذتهای غیر حرام خلوت کنید. بفرمایید چگونه می‌توان آنچه را خدا و پیامبر(ص) و امام(ع) توصیه می‌کند، اجرا کرد؟

با ازدواجی که سر به ده تا بیست میلیون تومان می زند؟ با خانه و آپارتمانی که گیر نمی‌آید تا زوجین در آنجا زندگی کنند؟ می فرمایند پارچه‌های نقش دار پنبه دار بپوشید، تکرار می کنم پارچه نقش دار پنبه دار را توصیه می‌فرمایند اما رنگ شاد و جامه نقش دار در جامعه امروزین ما به مانند گناه کبیره است.

درخصوص خوردن و آشامیدن دستورهای عالی داده‌اند، فرموده‌اند من از سفره‌ای که در آن سبزی نباشد غذا نمی‌خورم. امروزه سبزی خوردن کیلویی 3000تومان، سیب زمینی بین 1200 تا 2000تومان و کاهو که چهار دانه‌اش را هفته پیش حدود 8هزار تومان خریدم از سفره‌ها محو شده است. امام همام می‌فرمایند شب شام بخورید. امروزه با تخم مرغ دانه‌ای 350تومان و سیب زمینی کیلویی 2000تومان چه کنیم؟ همانطور که خواننده‌ای به قدس پیامک زده بود، مردم نمی‌توانند کوکو سیب‌زمینی بخورند، صرف نظر از یک اقلیت رانت خوار.

امام(ع) همه مردم را می‌پذیرفتند. امروز یک بخشدار یا شهردار شهری کوچک برای خود دفتر کاری در حد وزیر تشکیل می دهد و اغلب ساعات اداری مردم را با کلمات «جلسه دارند، کمیسیون دارند و خنده‌دارتر از همه مهمان دارند»، پی نخود سیاه می‌فرستند. من تمام فصول و سطور این کتاب را خواندم و به خوانندگان روزنامه توصیه می‌کنم آن را به دست آورند و بخوانند و روزنامه همت کند دو سه میلیون نسخه دیگر از آن را چاپ کند و دست کم در مبدأ ورودی مشهد بین زائران امام رضا(ع) توزیع کنندو به دست هر آدم با سوادی برسانند تا مردم ببینند امام بزرگوار و عزیز ما چقدر رعایت حق ضعیفان و گرسنگان و مظلومان را توصیه فرموده و حتی از قول رسول خدا(ص) فرموده‌اند هرکس باید در مسکنی پاکیزه و آسوده و وسیع زندگی کند با مردم می‌نشستند و برمی‌خاستند و غذا می‌خوردند. شخصی در حمام به اشتباه از ایشان خواست بدنش را کیسه بکشد و امام این کار را کردند. هرگز دهان به دشنام آلوده نکردند. درمجالس پاهایشان را دراز نمی‌کردند.

به هر ترتیب از اقدام آستان قدس درخصوص نشر این کتاب قدردانی می‌کنم، ولی پس از خواندن این کتاب، باید از خود بپرسیم: آیا ما که هماره دم از عشق نسبت به امام رضا(ع) می‌زنیم به راستی منشور زندگی آن بزرگوار را رعایت می‌کنیم؟

این یک پرسش کلیدی است که باید درباره اش بیشتر اندیشه کنیم.


قدس آنلاين

سبک زندگی در سیره امام رضا(ع)

* دستگیری از نیازمندان
 
انفاق و تأمین نیازهای مادی و دستگیری از نیازمندان جزو اصول مسلم قرآنی و از آیات محکم الهی است. به این معنا که از منظر قرآن کریم، انسان نباید سر در لاک خود فرو برد و فارغ از دغدغه همنوع و همشهری و هم وطن خود باشد. در سیره ائمه اطهار(ع) نیز انفاق و کمک به نیازمندان روشی بسیار معمول و متعارف بود، از این رو همواره فقرا بر سر راه آنان می نشستند یا در خانه آنان را می زدند. پیشوایان ما حتی پیش از آن که نیازمندان عرض نیاز کنند، به آنان انفاق می کردند.
 
 
 
* شکایت از طلبکار به امام رضا(ع)
 
نقل شده است شخص محترمی به یکی از بستگان ابورافع، آزاد شده به دست رسول خدا(ص)، بدهی داشت و چون برای پرداخت بدهی در مضیقه و با فشار و اصرار طلبکار روبه رو بود و آبروی خود را در خطر می دید، به امام رضا(ع) متوسل شد و در یکی از روزهای ماه رمضان پس از خواندن نماز صبح در مسجد النبی(ص) به منطقه عریض واقع در نزدیکی مدینه که حضرت در آن جا بودند، رفت.
 
او هنگامی به عریض رسید که امام(ع) از منزل بیرون آمده بودند و سوار بر مرکب قصد رفتن به جایی داشتند. وی می گوید: همین که چشمم به امام(ع) افتاد شرم و حیا مانع از عرض حاجت شد. اما، امام(ع) در مسیر خود به من که رسیدند، مهربانانه به من نگاه کردند. به این صورت از گرمای نگاه امام(ع) به وجد می آید و پس از عرض سلام و ارادت به امام(ع) عرضه می دارد: فلان فرد از من طلبی دارد و عرصه را بر من تنگ و مرا پیش مردم رسوا کرده است. او نقل می کند در حالی که تصور می کردم با شکایتم آن حضرت دستور دهد که آن فرد دست از سرم بردارد،. به من فرمود: همین جا باش تا برگردم.
 
 
 
* نیازمندان بر سر راه امام(ع) می نشستند
 
این شخص نقل می کند که تا شب همان جا بودم، خواستم برگردم که دیدم حضرت آمدند در حالی که نیازمندان بر سر راه امام(ع) نشسته بودند و حضرت به آنان صدقه می دادند. امام(ع) داخل منزل شدند و سپس بیرون آمدند و مرا فراخواندند و با هم به داخل خانه رفتیم و شروع به صحبت کردیم.
 
سخن که به پایان رسید امام(ع) فرمودند: گمان نمی کنم افطار کرده باشی؟ عرض کردم: نه، به دستور امام(ع) برای من غذا آوردند و به خدمتکارشان هم دستور دادند با من هم غذا شود. پس از صرف افطاری امام(ع) فرمودند: تشک را بلند کن و هرچه در زیر آن است بردار، من هم تشک را بلند کردم و اشرفی هایی را که در زیر آن بود، برداشتم. سپس به چند نفر از خدمتکارانشان دستور دادند مرا تا خانه ام همراهی کنند. چون به خانه رسیدم دیدم 20 اشرفی بیش از مقدار بدهکاری من است.
 
 
 
* سادگی در سبک زندگی
 
هم چنین شیخ صدوق در روایتی دیگر از ابی عباد، ساده زیستی را روش حضرت امام رضا(ع) در پوشش می شمارد و زندگی حضرت را این گونه توصیف می کند: «در تابستان فرش حضرت رضا(ع) حصیر و بوریا بود و در زمستان روی نمد می نشست و پیراهنی زبر و خشن می پوشید، مگر آن که بخواهد پیش مردم آید که در آن وقت لباس سنگین و بهتر می پوشید.»
 
 
 
* ادب معاشرت
 
در همین کتاب که فصلی از آن به بیان سیره رفتاری و سبک زندگی آن حضرت اختصاص یافته است، از زبان شخصی به نام ابراهیم بن عباس که آن حضرت را ظاهراً بارها زیارت کرده و مدت ها از نزدیک با امام(ع) حشر و نشر داشته است،
 
گزارشی را از سیره و ادب رفتاری امام رضا(ع) این چنین ارائه می دهد:«هرگز ندیدم حضرت رضا(ع) در سخن گفتن با کسی درشتی کند و هیچ گاه ندیدم سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند بلکه صبر می کرد تا طرف سخنش تمام شود و بعد اگر لازم می دید سخن می گفت، هرگز درخواست کسی را که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمود و هرگز نزد کسی پای خود را دراز نمی کرد و در برابر همنشین تکیه نمی داد، هرگز او را ندیدم که از خدمتکاران و کارگزاران خود کسی را بد بگوید یا در پیش چشم کسی آب دهان بیندازد، هرگز ندیدم که هنگام خندیدن قهقهه زند بلکه خنده اش تبسم بود و چون مجلس او از مردم خالی و سفره غذا انداخته می شد، همه خدمتکاران را فرا می خواند و به دور سفره غذا می نشاند.
 
آن حضرت علیه السلام، بسیار کم خواب بود و بیشتر شب را به بیداری سپری می کرد. بسیار روزه می گرفت و سه روز روزه هر ماه از ایشان فوت نمی شد و می فرمود: این روزه مانند روزه گرفتن همه سال است و بسیار پنهانی صدقه می داد و احسان می کرد و بیشتر این کار را شب های تاریک انجام می داد و هر کس گمان می کند که در فضیلت مانند او را دیده است، از او باور نکن.»
 
 
 
* پذیرایی از میهمان
 
در فرهنگ ما این جمله معروف است که «میهمان حبیب خداست» و به این گونه برای میهمان ارج و احترام قائل می شویم. این رفتار و نگرش پسندیده ریشه در آموزه های اسلامی و سنت و سیره امامان معصوم دارد.
 
شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبار الرضا(ع)» از یک میهمانی ویژه گزارشی می دهد که در آن نحوه پذیرایی از میهمان و ادب میهمان داری را بازگو می کند.
 
احمد بن ابی  نصر از اصحاب برجسته امام رضا(ع) نقل می کند که در ایام حضور آن حضرت در مدینه، روزی حضرت رضا(ع) برایم مرکبی فرستاد که نزد آن حضرت بروم. من نیز سوار بر مرکب شدم و به خدمت حضرت رسیدم و تا پاسی از شب نزد ایشان ماندم. چون امام(ع) خواستند از مجلس برخیزند، به من فرمودند: فکر نمی کنم در این موقع بتوانی به مدینه برگردی. عرض کردم: آری فدایت شوم. فرمودند: امشب را نزد ما بمان و صبح به یاری خدا حرکت کن. عرض کردم: مانعی ندارد همین کار را می کنم فدایت شوم.
 
حضرت خدمتکارشان را صدا زدند و به او فرمودند:«بستر خواب مرا برای او پهن کن و ملحفه مرا که زیر آن می خوابم بر آن بستر بیفکن و بالش مرا هم زیر سر او بگذار.» با خود گفتم:کیست که این اندازه مقام و منزلتی که نصیب من شده، نصیبش شده باشد؟! خداوند نزد حضرت مقامی به من عطا فرموده که به احدی از اصحاب و شیعیان ما عطا نکرده است، مرکب خود را برایم فرستاد تا سوار شوم، فراش خود را گسترد تا در لحاف و رختخواب آن حضرت بخوابم و شب را به روز آورم و هیچ یک از اصحاب ما را نصیبی این چنین نشده است.
 
احمد ادامه می دهد: من نشسته بودم و این خیالات را در دل می گذراندم که ناگهان امام(ع) فرمودند: ای احمد! امیرمومنان علی(ع) وقتی صعصعه بن صوحان مریض بود به عیادت او رفت و صعصعه این را سبب افتخار خود شمرد و بر مردم به آن فخر می کرد، پس تو این کار را نکن و از برای خدا تواضع و کوچکی کن، سپس آن حضرت بر دست خویش تکیه کردند و از جا برخاستند.

برپايی مسابقه اينترنتی فرهنگی سيره و معارف رضوی

دومين مسابقه اينترنتی «سيره و معارف رضوی» به همت دانشگاه پيام نور خراسان رضوی برگزار می‌شود.

  دومين مسابقه اينترنتی «سيره و معارف رضوی» به همت دانشگاه پيام نور خراسان رضوی 20 تا 26 مهرماه به صورت آزمون اينترنتی برگزار می‌شود و دوم آبان‌ماه همزمان با عيد غديرخم در مشهد مقدس به كار خود پايان می‌دهد.

دانشجويان، اعضای هيئت علمی، مدرسان و كاركنان دانشگاه‌های سراسر كشور (دولتی و غيردولتی) می‌توانند در اين مسابقه شركت كنند.


متقاضيان شركت در مسابقه، لازم است فرم‌های ثبت نام را تكميل و پس از ثبت نام كلمه و رمز عبور خود را دريافت و نزد خود نگه دارند. همه مراجعات بعدی همچون شركت در آزمون از طريق كلمه و رمز عبور ميسر خواهد بود.

منبع مسابقه از ۸۸۸ پرسش برگرفته از كتب معتبر در زمينه سيره و معارف رضوی، به همراه پاسخ است كه تصوير آن بر روی وبگاه مسابقه به نشانی www.sire.pnurazavi.ac.ir قرار داده شده است.

كاربران برای ثبت نام در اين مسابقه اينترنتی تا 19 مهرماه فرصت دارند تا با مراجعه به وبگاه در آزمون مسابقه كه 20 تا 26 مهرماه برگزار می‌شود، شركت كنند.
برای ثبت‌ نام در مسابقه اينجا را كليك كنيد!

دومین مسابقه فرهنگی سیره ومعارف رضوی

به گزارش روابط عمومی دانشگاه پیام نور خراسان رضوی، دومین دوره مسابقات  فرهنگی اینترنتی”سیره ومعارف رضوی” به میزبانی این دانشگاه مهروآبان ماه ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد.

نکات زیردر مورد این مسابقه فرهنگی قابل ذکر است:

  • دانشجویان، اعضای هیأت علمی، مدرسین و کارکنان دانشگاه های سراسر کشور (اعم از دولتی، غیردولتی) می توانند در این مسابقه شرکت نمایند.
  • متقاضیان شرکت در مسابقه لازم است فرم های ثبت نام را تکمیل و پس از ثبت نام کلمه و رمز عبور خود را دریافت و نزد خود نگه دارند. کلیه مراجعات بعدی از جمله شرکت در آزمون از طریق کلمه و رمز عبور مسیر خواهد بود.
  • منبع مسابقه تعداد ۸۸۸ سئوال به همراه پاسخ می باشد که تصویر آن بروی سایت مسابقه قرار داده شده است. (برگرفته از کتب معتبر در زمینه سیره و معارف رضوی)
  • در مرحله آزمون تعداد ۲۸ سئوال از میان ۸۸۸ سوال منبع به صورت تصادفی در اختیار شرکت کنندگان محترم قرار خواهد گرفت.
  • مهلت ثبت نام : ۱۵ شهریورماه لغایت ۱۹ مهر ماه ۹۲ از طریق مراجعه به سایت
  • برگزاری آزمون: ۲۰لغایت ۲۶ مهر ماه به صورت اینترنتی
  • مراسم اختتامیه واهداء جوایز : ۲آبان ماه همزمان باعید غدیر خم در مشهد مقدس
  • آدرس دبیرخانه: مشهد مقدس – خیابان امام خمینی۴۰-پلاک ۹ صندق پستی۹۱۹ دانشگاه پیام نور خراسان خراسان رضوی
  • تلفن تماس: ۰۵۱۱۸۵۳۱۸۲۵

 برای ثبت نام در این مسابقه اینترنتی وکسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.