شعری در مورد امام رضا(ع) از فخریه صابر ماهانی
رو سوی تو نمودم چون زائری پیاده
من بی کسی غریبم از مردمان ساده
عمری چو بره آهو در اضطراب بودم
آقا تو ضامنم باش عالی وفوق العاده
از نام مادرت بود برکت به روزگارم
ما ریزه خوار عشقیم زین قوم وخانواده
راهی دراز باشد تا گنبد طلایت
صد یا رضا سرودم در بیقرار جاده
روزی دخیل بستم برآن ضریح امید
دل مانده پیشت انگار مجنون وبی اراده
شاید خلاصه ی من پیش ضریح جاماند
دل حاجت بزرگی پای ضریح نشانده
یک عکس گنبد تو قاب است روی دیوار
هر روز کودک من براو سلام داده
همسایه زائرت بود من هم عریضه دادم
آن نامه را نگاهت خوانده است یا نخوانده؟
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:18 توسط سیدجعفر فاطمی نوش آبادی
|
دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست