مي‏ گويند: بعد از اينکه امام رضا عليه‏السلام بوسيله ‏ي مأمون ملعون به شهادت رسيد، مأمون به غسل و تکفين آن حضرت امر کرد و در جنازه جناب با سر و پاي برهنه و بندهاي گشوده، به روش صاحبان مصيبت مي‏رفت و براي فريب مردم به ظاهر گريه و زاري مي‏کرد، مي‏گفت: «اي برادر! با مرگ تو رخنه در خانه اسلام افتاد و آنچه من در مورد تو مي‏خواستم به عمل نيامد، و تقدير خدا به تدبير من غالب شد.» ابوالصلت هروي مي‏گويد: «چون مأمون از خدمت آن جناب بيرون آمد من داخل شدم، ناگهان ديدم امام رضا عليه‏السلام نگاه کرد و فرمود: «اي ابوالصلت! آنچه خواستند کردند.» بعد مشغول ذکر خدا و تحميد و تمجيد حق تعالي گرديد و ديگر سخني نفرمود. (1)

پي نوشتها:
1- جلاء العيون
منبع: كتاب عجايب و معجزات شگفت انگيزي از امام رضا (ع)